واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
چه غـــم آلود است... قدم زدن در جاده ای که ردِ پای تو در آن پیداست قدم به قدم... گذاشتن پا جـــای پای تو... شمردن قدم های آرامت وقت ِ رفتن بگو... چند قدم ِ دیگر باید پیش بروم تا به تو برسم... دستت را بگیرم بخندیم و بازگردانمت به خودم...!!!
پسر یه اشتباه میکنه دختر سرش داد میزنه پسر بعد معذرت خواهی میکنه ! . دختر یه اشتباهی میکنه پسر سرش داد میزنه دختر میزنه زیر گریه بازم پسر معذرت خواهی میکنه !
دختره ميره پيتزافروشي پيتزاسفارش ميده، صندوقداربهش ميگه: پيتزاتون چند قسمت بشه؟١٢ تا يا ٦تا؟ دختره ميگه : وايي من هيچوقت ١٢ تا نميتونم بخورم همون ٦ تا!
به زخمهایم می نگری ... ؟! درد ندارند دیـــــــــــــــگر ... روزی که رفتـــــــــــــــی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد ! مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند ... ! حرف آخرم این اســـــــــــــــت ... برنگرد دیـــــــــــــــگر !! زنده ام نـــــــــــکن ... ! ! !
به مامانم می گم سرم درد می کنه. می گه چرا؟ می گم شاید تومور مغزی دارم! می گه: "خفه شو ذلیل مرده… این حرفا چیه می زنی؟!" منظورش اینه که "خدا نکنه عزیزم"! البته فکر کنما!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 4 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی