واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد ؛ از دسـت دادن کسـیه که دوستـش داریم !
امـا .... حقیقـت این ِ که : از دست دادن خــودمـون ، و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ؛ و چقدر ارزش داریم ! گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره ... !
هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند... حرف می زنند... راه می روند... نفس می کشند... ولی چیزی حس نمی کنند...!! فقط فکر میکنند و فکر می کنند و فکر می کنند...!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 50 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی