واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
تجربه ام ثابت کرده اینجا نه #لایک مهمه...نه #خطاب و نه... به یاد هم بودن و حس کردن افکار همدیگه از روو پستا مهمترین چیزه که نشون دادنی نیست بعضی وقتا! تجربمه دیگه , چیکارش کنم ! : )
شازده کوچولو با آن همه #نشان-از-پدر خوش آمدی به جهانی که آرزو دارد همهی مردمانش از جنس #صدای-تو باشند آری، من نیز صدای تو را دوست دارم تولدت مبارک نازنین... (دیدگاه)
های دنیا! انگار کسی میآید امشب
رد پایش را کنار گلهای باغ پدر دیدهام
گوش کن! صدای قدمهایش را از دور میشنوم
بهار است و زمین از عطر گل سرشار
قلب زمین گرم است... شوق شکفتن دارد انگار...
آبی بیکران آسمان، یلدایی بهاری را نوید میدهد
چهچههی شورانگیز چکاوکها و قناریها، ستارگان ترمهپوش را به سماع واداشتهاند
آسمان برای پروازش آغوش گشوده است و بادها به اشتیاقش به رقص درآمدهاند تا بنفشههای بهاری را به میمنت حضورش قربانی کنند
دانههای دیروزی، نهالکهای امروزیِ سربرافراشته از خاک، با جامهای نو، تولد همزاد خود را جشن گرفتهاند
و درختان، بارانی از شکوفه را بر قدمگاهش گلباران کردهاند
به یمن ورود فرزند خلف روزگاران ناخلف، شقایقها بر زمین بوسه زدهاند و شاخهها به سجده درآمدهاند
امشب، همای دگرگونی بر کرانههای موسیقی سایه انداخته است
گویی زمانه با خبر خوشی در راه است
آری... انگار کسی میآید امشب
مضراب خندههایش را از دور میشنوم
گوش کن! جنس صدایش از برگ گل هم نازکتر است
مهربان کودک
از پشت گاهوارهی نگاهت، روزنهی امیدی را بر آرزوهای دور و دراز مادر گشودهای و رنگینکمانی از نور را بر خستگی دستان پدر تاباندهای
چشمهای زیادی نگران آیندهی توست! شاید کسی نمیدانست که طالع همایونیات تو را به کدام گسترهی بیمرز جهان سوق خواهد داد اما، روزها از پی هم که میگذرند نوای روحبخشت مونس دلهایی میشود که سالیان دراز پدر را در غمها و شادیها شریک بودهاند
شاید به مبارکی قدم نو رسیدهات، سِر نهفتهی درونت، باارزشترین هدیهایست که خداوند اول به تو و دوم به ما ارزانی داشته
چه نیکوست که قدر بودنت را میدانی و میدانیم...
اسم آشنایت سالهاست که بر بلندای موسیقی ایران منت گذاشته است
و فرهنگ اصیل ِ بودنت که از مکتب بزرگان منشأ گرفته، حرمت ترانههایت را بینهایت میکند
از آن زمان که نسیم را به وصل پیوند زدی و شوق را به دوست هدیه کردی
از آن زمان که ناشکیبا، نقش خیالت را در خاطرهمان مجسم کردی
از آن زمان که از حصار دستان گذشتی و با ستارهها و با دلی سبکبار از گریه،
قیژک کولی را کوک کردی
خورشید آرزوی سرزمینی شدی
که امروز با افتخار بر سر سفرهی آب، نان، آوازت مینشیند و نامت را بر بلندای تاریخ هزاران سالهاش ثبت میکند و تو را میراثدار بیچون و چرای کسی میشناسد که به برکت وجودش پرچم هنر ایران همواره در جایجای دنیا، برافراشته بوده است
ما خیالمان آسوده است از او که ریشهاش با درخت پیوند خورده و پیشنیان دلگرم به آوایش آرمیدهاند
#فرزند-خلف-نغمه-و-آواز-همایون-مهربان و با احساس میلادت خجسته باد. نغمه سرکن که جهان تشنه ی آواز تو بینم چشمم آن روز مبیناد که خاموش در این #ساز تو بینم (دیدگاه)
مگر میشود محمد رضا شجریان را شناخت... مگر می شود از عمق جان هنر شجریان را درک کرد... مگر می شود سالهای سال با آوای ملکوتی شجریان زیست و خاطره داشت... مگر میشود به هنر و شخصیت شجریان عشق ورزید ولی همایون را نشناخت و او را دوست نداشت...
همایون شجریان فرزند خسرو آواز ایران محمد رضا شجریان در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران در خانواده ای که پدری چون شجریان داشت متولد شد. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود. تنبک را به تشخیص پدر نزد استاد ناصر فرهنگ فر فرا گرفت و از ۱۰ سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد... استاد محمد رضا شجریان می فرمایند: "همایون تنها کسی بود که من تکنیک آواز را روی صدایش پیاده کردم."
همایون در حال حاضر در مرتبه ای است که همگان او را "امید آواز و موسیقی ایرانی" میخوانند و به این مقام نه به لحاظ اینکه صرفاً فرزند شجریان است رسیده چرا که اگر خود وی ۱۸ سال تمام سختی ها و مشقت این راه پر فراز و نشیب را تحمل نمیکرد هیچ گاه همایون شجریان نمی شد. ارزش هنر همایون به اینست که ایشان در راه فراگیری هنر نزد استادی چون محمد رضا شجریان هیچ گاه ناشکیبا نبوده و همواره چون پدر در راه پیشرفت در هنر سیر صعودی را طی کرده و این رمز موفقیت اوست...
همایون معتقد است برای نیل به مقصود باید خودت را اینقدر بشکنی تا نسیم وصل را استشمام کنی کاری که "مولوی" کرد... همایون شجریان کسی که ۱۸ سال تلاش کرده تا با تمام وجود نقش خیال عشق را در عالم هنر برای عاشقان این وادی رقم بزند... در چنین زمانی که جوانان این سرزمین گرایش عجیبی به موسیقی مصرفی و کوچه و بازاری دارند جای شگفتی است جوانی چون همایون بسیار فراتر از حد خویش رسم عاشقی را در دنیای هنرمندی به جای آورده است. همایون با وجود سن کمی که دارد به تمام هنردوستان آموخت که برای اینکه به معشوق برسی باید شوق دوست را همواره در دل و جان داشته باشی.
همایون ، به واسطه اینکه یک "شجریان" است همواره زیر ذره بین قرار دارد. درمورد سایر هنرمندان به هر حال علاقه مندان آن هنرمند همیشه پیگیر احوال او هستند اما همایون چون "شجریان" است مورد توجه عموم شنوندگان موسیقی اصیل ایرانی اعم از آماتور یا حرفه ای و منتقد یا مشوق می باشد. کوچکترین حرکت او، حتی اگر خواندن یک تصنیف باشد، به سرعت در رسانه منتشر می شود. منتقدان به سرعت آوازخوانی او را تجزیه و تحلیل می کنند و نتیجه گیری می نمایند. همایون علی رغم میل باطنی اش، چه بخواهد و چه نخواهد هنوز زیر سایه سنگین نامی بزرگ چون "محمدرضا شجریان" است و بسیار سخت است که این پوسته را بشکند و به مردم بفهماند که به من به چشم "همایون شجریان" نگاه کنید.به شخصه همایون شجریان را دوست دارم. مخصوصا رفتار و متانت و تواضعش را. چرا همایون را دوست دارم؟ چون شیفته استاد محمدرضا شجریان هستم. نمی گویم باید همایون را دوست داشت چون شجریان بزرگ را دوست داریم ...
هرگز ... می گویم نه ولی خود نمی توانم، من اینطور هستم هر چیز که به نحوی ارتباطی با استاد دارد از دل و جان دوست دارم. هربار که صدا یا تصویر همایون را می بینم، و آوازهایش را با خوانندگان مطرح فعلی مقایسه می کنم، در دل به استاد محمدرضا شجریان درود می فرستم که حقیقتاً جوانی توانمند تربیت کرده اند. گرچه آواز همایون هنوز در مقایسه با آواز پدر از متانت و وقار در اوج خوانی بهره ای ندارد و حتما سال های دیگری طول می کشد تا این صدا با صدای پدر همآوردی کند، اما همین آواز را نیز هنوز خیلی ها نخوانده اند. این است که دوست دارم چشم امید در همایون ببندم و خوش بین باشم که این جوان توانا آینده ما را خالی از شجریان نخواهد گذاشت.
فرزند خلف نغمه و آواز
یکنفر در همین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ...
خیالت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببند
...یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است...
یکنفر که از همه زیبایی های دنیا
٠تنها تو را باور دارد ..
به درختان جنگل گفتم : چرا شما با این عـظـمـت از تکه آهنی به نام تبـــر می رنجید؟ گفتند رنج ما از تبر نیست بلکه از دسته ی آن است که از جنس خــود مـاســت
سلام با #سیُ-دومین برنامه صندلی داغ در اواخر دومین ماه سال مهمون دلای گرمتون هستیم مهمان این هفته ما پریسا @پـریـسـا یکی از کاربرای بازیگوش ، شومپت و پُر پُست ِ ماست کسایی که از طرفدارای پر و پا قرص ( ) پریسا هستن با سوالای آتشینشون حمایتشونو از پریسا نشون بدن به امید کنده شدن دونه دونه موهای سر ِ پریسا این شما و اینم #پریسا ( #دیدگاه ُ حتما بخونین )
با سلام خدمت مجری برنامه ! ---->عاطیو @سـكوت ِ عــاطــفه ها . . . خوسوندم باز تو سروکلت پیدا شد هااااامیدونی الان ساعت چنده..یه پسر خوب الان میره کنار بُزش میخوابه نه بشینه چرتو پرت بنویسه
36 دیدم بیکاری گفتم بیام سوال بپرسم ! کار بدی کردم ؟----->نه خعلی حرکت به موقعی بود داشتم از بیکاری چرت میزدم
40 اگه توی یه جزیره باشی که فقط خرچنگ باشه با نارگیل ولی نتونی بری نارگیل بکنی حاضری خرچنگ بخوری ؟------->ها از گشنگی که بهتره آدم گشنه سنگم بزاری جلوش میخوره
41 از چی خیلی خوشت میاد ؟----->از اینکه الان برم بخوسم
فعلا همینا بسه تا باز فک کنم !------>برو بخوس شومپت دِهه
42 بین باغ وحش و پارک ملت و کوهستان پارک کدومو بیشتر دوست داری ؟---->خب عزیز من چرتو پرت یادت نمیاد مجبوری نصفه شبی جفت پا بری رو اصابم هااااا..همش خوبن یه جور تفریحن دیگه
خب دوستای گلم..مرسی از همتون واسه سوالای خعلی خوبتون..
هرچند نتونستم اونجور که میخوام رو صندلیم بشینمو در خدمتتون باشمو ازین موضوع خیلی ناراحت شدم..
نمیدونم چجوری ازتون معذرت خواهی کنم..واقعن برام مقدور نبود بیام ،فصل امتحانایه خودتون بهتر میدونید..
دیگه خلاصه خیلی این چند وقت بهم خوش گذشت از سوالاتون خیلی خوشم اومد خدارو شکری هیچکدومتون سوال فضایی نپرسیدینو تونستم از پسش برام..
برا اولین بار تجربه خوبی بود البته اگه یه خورده شانس میداشتم بهترم میشد ولی خب متاسفانه نشد که بشه..
اگه تو این مدت ازم واسه دیر جواب دادنام بی حوصله جواب دادنام یا از قلم افتادنه بضی سوالات ناراحت شدین با خوبیه خودتون ببخشین..واقعا شرمندم
دوستون دارم خیلی زیاد بهترین دوستام شماهایین اینو بی هیچ هندونه زیربغل گذاشتنی میگماااااا
حالاهم برین بخوسین که منم خعلی خوسیدنم میاد
شب بخیر
این برنامه صندلی داغم به پایان خودش رسید
از همه شما دوستان عزیز که مثل همیشه در برنامه ما شرکت کردید تشکر فراوان دارم
به دلیل نزدیکی ایام امتحانات حدود 40 روز در خدمت شما نخواهیم بود و در اوایل تابستان و شاید با کمی تغییرات مجددا خدمت شما دوستان عزیز خواهیم بود
موفق باشید و خدانگهدار
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی