واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
پیر مرده به زنش می گه بیا یاد قدیما کنیم. من توپارک باهات قرار می زارم توبیا. می ره پارک یکی دو ساعت طول می کشه زنش نمی یاد. می ره خونه می بینه زنش داره گریه می کنه. می گه چی شده؟ زنش می گه مثلا بابام نذاشت بیام!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 11 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی