آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
باد که می آید خاکِ نشسته بر صندلی بلند می شود می چرخد در اتاق دراز می کشد کنار زن ، فکر می کند به روزهایی که لب داشت.
آقـا اَمـیـن
بیــ اردیبهشـتـِ چشمـــ هایتــ هرنفســ جهان بـ پایان رویاهایشـ نزدیکـ می شود ...
آقـا اَمـیـن
از معـــبری غــریـب ...
به معـــبدی عجــیب رسیـدم...
که بــر سردرش نــوشتـه بــــود :
اینجــــا بجــــای ِ کفـش
لطــــفا" خـــودتــان را درآوریـــــد !!!
آقـا اَمـیـن
کاش من دیگری بودم... می نشستم روبروی خودم سرتا پا گوش می شدم تا ببینم حرفِ حسابم چیست؟؟
آقـا اَمـیـن
رعد و برق، هارت و پورت است! چیزی در دل ابر نیست؛ ... جز اشک؛ جز باران ...
آقـا اَمـیـن
کمر ِ شعر زیر حجم ِ نگاهت می شکند ...
آقـا اَمـیـن
باید مجسمه ساز شوم بیچاره من که مجسمه ساز نیستم مجسمه ات را باید بسازم بر میدانی بکارم و تمام شهر را مجبور کنم دور تو بگردند!
آقـا اَمـیـن
صدای من آزارت می دهد و من به تمام لال های دنیا حسادت می کنم...
آقـا اَمـیـن
دلــمــ ـ ـ ـ بــرای چـشـمـانـتـــ تـنـگــ شـده استـــــ ـ ـ ـ ! خــودتــــ کـــه حـوصـلـه یِ آمــدن نــداری . . . لــا اقـل کـمـی " نــگـاهـــ ـ ـ ـ " بــرایــمــ پـُـسـتـــ کُـن !!!
آقـا اَمـیـن
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا را داشته باشم زیرا می دانم... فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
آقـا اَمـیـن
به نسل های بعدی بگویید: نسل ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز... نسل ما خود ِ پیاز بود که هرکی دیدمون، گریه کرد
آقـا اَمـیـن
شاید این جهان مکث قصه گو باشد میان یکی بـــــــود… یکی نــــــــبود…
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 35 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی