آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
دارم با تلفن حرف میزنم. بابام میگه دوست دخترت بود؟ پــ نه پــ ژاک شیراک بود در مورد مناغشات اخیر خاور میانه نظرمو میخواست!!!!
آقـا اَمـیـن
بچه داییم به دنیا اومده .. همه خوشحال و اینا .. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟... پــ نه پــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه:... نیو فولدر!!!
آقـا اَمـیـن
از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم, میگه باقی پولتو میخوای؟ میگم پــ نه پــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!
آقـا اَمـیـن
تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر!! میگم پــ نه پــ 2 نفر حساب کن خورزو خان هم هست!!
آقـا اَمـیـن
صدای خرپفش کشتمون! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می کنه ؟ میگم پــ نه پــ جنس صداتو دوست دارم می خواستم بت بگم سعی کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی!
آقـا اَمـیـن
به دوستم می گم سجاد پسر عموت دیروز اومده بود پیشم. میگه سجاده ما؟ پــ نه پــ امام سجاد اومده بود صحیفه سجادیه رو واسش جلد کنم!!!
آقـا اَمـیـن
آهنگ اندی تو ماشین گذاشتیم دوستم میگه اندیه ؟ پــ نه پــ داریوشه، داره خودشه لوس میکنه بخندیم!!!!
آقـا اَمـیـن
نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط. داداشم گفت علی دزده؟ پــ نه پــ "زورو" داره از دسته گروهبان گارسیا در میره!!!!!
آقـا اَمـیـن
رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!! پــ نه پــ سه راه آذری، دربست...!!!!
آقـا اَمـیـن
تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟ پــ نه پــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!!
آقـا اَمـیـن
داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده،خوردم زمین میگه کمک می خوای؟ میگم پــ نه پــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می کنم بریییید برییییییید!!!!
آقـا اَمـیـن
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟ پــ نه پــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم!!!!
آقـا اَمـیـن
پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟ گفتم: پــ نه پــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه!!!!
آقـا اَمـیـن
غضنفره توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده هی حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 21 ساعت و 43 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی