omid
عشق تو مانند روح در وجود من است که فقط هنگام مرگ از هم جدا ميشويم . . .
omid
من اگر کسي رو داشتم ديگه در به در نبودم / با غم غربت و اندوه ديگه همسفر نبودم . . .
omid
نام تو را تا ميبرم قلبم غريبي ميکند / چشم انتظاري در دلم ، درد عجيبي ميکند . . .
omid
خواهم که سري باشم ، تو تاج سرم باشي / تا خاک رهي باشم ، تو رهگذرم باشي . . .
omid
با عشق دوست ماند و با يار بيقراري / از دوست درد ماند و از يار يادگاري . . .
omid
تو صميمي تر از آني که دلم ميپنداشت / دل تو با همه آينه ها نسبت داشت تو همان ساده سرسبز نجيبي که / خدا در ميان دل پاکت ، صدف آينه کاشت . . .
omid
آرام بخوان ، چون اهسته نوشتم / با دل بخوان ، چون با دل نوشتم دوستت دارم . . .
omid
محبت بر خلايق انتهاي سادگيست / مردي و مردانگي آخرش آوارگيست . . .
omid
تقديم به کسي که رفت و مرا در آغوش تنهايي ، تنها گذاشت . . .
omid
عشق صداي سازگار است و بلاي ماندگار . . .
omid
خوشا دردي که درمانش تو باشي / خوشا راهي که پايانش تو باشي
خوشا چشمي که رخسار تو بيند / خوشا ملکي که سلطانش تو باشي . . .
omid
وقتي درختي ميسوزد ، دودش را همه ميبينند ولي اگر دلي بسوزد ، هيچکس سوختن آنرا حس نميکند . . .
omid
در دردها دوست را خبر نکردن ، خود يک نوع عشق ورزيدن است . . .
omid
از جرم عشق گر پيش کسي راهم نيست يارب تو آگاهي که محبت گناه نيست . . .
omid
دلم از عشق سهم کمي داشت / برايم با تو بودن عالمي داشت . . .