omid
رو به قبله مینشینم خسته با حال عجیبی
از ته دل مینویسم ، یاری ام کن ای خدای مهربان ، بی تو من تنها ترینم . . .
omid
به چه آيد اين دل من که کسي نگاه دارد / نه به درد آشنايي نه به دلي راه دارد . . .
omid
دود اگر بالا نشيند ، کسر شان شعله نيست جاي چشم ابرو نگيرد ، گرچه او بالاتر است . . .
omid
کاش وقتي آسمان باراني است ، چشم را با اشک باران تر کنيم کاش وقتي که تنها ميشويم ، لحظه اي را ياد يکديگر کنيم . . .
omid
ز چشمانت نگاهي ده به چشمانم / که چشم من به هر چشمي نمي نازد . . . نوشتم حرف دل تا تو بخواني / که چون دورم ز تو ، دردم بداني به غير از تو کسي را من ندارم ، تو را تا بي نهايت دوست دارم . .
omid
تو که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد / حيف باشد که تو باشي و مر ا غم ببرد . . .
omid
شنيدي که دلم گفت بمان ، ايست ، نرو / به خدا وقت خدا حافظي ات نيست ، نرو نکند فکر کني در دل من مهر تو نيست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چيست ، نرو . . .
omid
خواستم يه اس ام اس توپ برات بفرستم ، وسط راه منفجر شد ! همه فهميدن دوستت دارم . . . !
omid
حلالم کن اگر دوري اگر دورم / اگر با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم بگو عادت کنم بي تو که ميدوني ، نميتونم / که ميدوني نفس هامو به ديدار تو مديونم . .
omid
روزي که يادت نکنم روز خدا نيست / سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نيست . . .
omid
دريا چه دل پاک و نجيبي دارد / چنديست که حالات عجيبي دارد اين موج که سر به سخره ها ميکوبد / با من چه شباهت عجيبي دارد . . .
omid
زيبا ترين آغاز را با تو تجربه کردم ، پس تا زيباترين پايان با تو ميمانم . . .
omid
بر تن ما نکند آتش دوزخ اثري / چون به آتش کده مهر شما سوخته ايم . . . .
omid
بر تن ما نکند آتش دوزخ اثري / چون به آتش کده مهر شما سوخته ايم . . .
omid
مينويسم خاطرات با اشک و آه / در شبي غمگين و تاريک و سياه مينويسم خاطرات از روي درد / تا بداني دوريت با من چه کرد . . .