omid
عشق توئی عاشق منم ٬ دریا توئی قایق منم اگر دزدیدند قایقت را ٬ غم مخور ٬ سارق منم !!
omid
کاش میشد در غروب آفتاب ، بی صدا با سایه ها کوچید و رفت . . .
omid
یک سبد درد ، یک گلدان مرگ ، و لباسی سفید برای جشنی بزرگ خواه ناخواه همه دعوت میشویم . . .
omid
عشق طوفانی بگذشته او ، در دلش ناله کنان میمیرد چون غریقی است که با دست نیاز / دامن عشق تو را میگیرد . . .
omid
هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه مهم اثبات وفاداری دریاست . . .
omid
تو را دوست داشتن برای من عبادت است از تو دور بودن برای من قیامت است آزادی عشق تو برای من حاجت است دیدن رخ ماهت برای من زیارت است . . .
omid
دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین . . .
omid
بر سنگ مزارم بنویسید آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش ، او زاده ی غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش .
omid
هر وقت گلی را بو کردی هرگز بهش نگاه نکن ، چون اگه نگاهت را به خاطر بسپاره ، شوق دوباره دیدنت اون را پرپر میکنه .
omid
در آن غمگین غروب سرد تو از شهرم سفر کردی ، نگاهت برق طوفان بود و من افسوس می خوردم ، شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش داد ، و من از تو جدا ماندم ولی ای کاش می مردم .
omid
سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات ، اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات ، شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش ، اجازه هست از آسمون ستاره بچینم برات ؟
omid
غربت را نباید در الفبای شهر غربت جستجو کرد ، همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد ، تو غریبی .
omid
قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت ، جوهر از شیشه ذات ، کاغذ از صفحه دل ، نور از شمع حیات ، تا بنویسم همه جا نام زیبای تو را .
omid
من آن ابرم که می خواهد ببارد ، دل تنگم هوای گریه دارد ، دل تنگم غریب این در و دشت ، نمی داند کجا سر می گذارد .
omid
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد ، ممنون توام که کرده ای از من یاد .