omid
باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است / آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد / های های دل دیوانه من پنهانی است . . .
omid
دلم را در غمت کردم ز هر ویرانه ویرانتر / چو دیدم دوست میدارد دلت ، دل های ویران را . . .
omid
کاش میشد دارو باشی ، نه زخم کاری نه نمک واسه خودت آدمی باشی نه آدمک . . .
omid
قربان وجودت که وجودم ز وجودت شده موجود !
omid
خدا تنهاست دوتا نمیشه / دل اگه دل باشه از هم جدا نمیشه . . .
omid
شیرین تر از عسل هم میتوان آفرید اما به شرط آنکه من آن زنبور سرباز دل باخته باشم و تو آن تنها گلی که نصیب من شده است . . .
omid
خدایا دیده ای بینا به من ده / دلی پر شور و بی پروا به من ده دستم از هر چیز خالیست / دلی سرشار چون دریا به من ده . . .
omid
نا امیدانه ز دل آه غریبانه کشیدم / ما امیدی نکشیدی تا بدانی چه کشیدم . . .
omid
آشنای شهر بارون بیا من شدم پشیمون / فکر این شکسته دل باش پشت ابرا نشو پنهون
omid
گویند دنیا خواهی یا دوست ؟ گویم ای بی خبران دنیا با دوست نکوست . . .
omid
روز سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به لبم تاب و تب آمد ای یار دعا کن من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .
omid
زیر سایه امن ترین سایبان هستیم ، دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم . . .
omid
بهارت بی گل و بلبل نباشد / نگاهت خالی از سنبل نباشد به گلزار محبت تا قیامت / خودت گل باش و عمرت گل نباشد . . .
omid
صدایت در گوشم زمزمه میشود و نگاهت در ذهن مجسم ولی من تو را میخواهم ، نه خیالت را . . .
omid
در دیده به جای خواب ، آب است مرا / زیرا که به دیدنت شتاب است مرا . . .