omid
از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوشتر از یاد عزیزان ثمری نیست . . .
omid
دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم . . .
omid
من و این داغ در تکرار مانده / من و این عشق بیدار مانده مپرس از من چرا دلتنگ هستم / دلم بین در و دیوار مانده . . .
omid
پای من خسته از این رفتن بود / فصه ام قصه دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم / راهش افسوس جدا از من بود . . .
omid
مهربانی نقش هر نقاش نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست . . .
omid
روزی سپری شد به امیدی که شب آید / شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد ای دوست دعا کن که من بیچاره مبادا / در حسرت دیدار تو جانم به لب آید . . .
omid
شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند / آن قدر شوق به دیدار تو دارم که خدا میداند . . .
omid
صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن تو مغروری ، غرورت را فقط یک شب فدایم کن . . .
omid
عشق دیگر از شفقت بر کنار افتاده است / هرچه عاشق زار تر ، معضوق از او بیزار تر . . .
omid
دوستی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب گریه نیست دوستی یک کلبه ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل پروانه نیست دوستی تنهای تنها یک تب است / بی تو ماندن در سکوت یک شب است . . .
omid
گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت / سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت / ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت . . .
omid
مژه بر هم مزن ای دوست که بادم ببرد / چون سبک تر شده ام ، از پر کاهی ز غمت . . .
omid
شاید آن روز که رفتم یاد تنهایی کنی / من همان تنهایی ام ، یادت نره یادم کنی . . .
omid
گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر ز من برای دلت برگذیده ای
از من عبور میکنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای . . .
omid
تا قاف ترین قله هستی سیمزغترین همسفرم باش
من مرغ اسیر دریاچه نورم / تا پر بکشم سوی خدا ، بال و پرم باش . . .