omid
ذوقم که میرسد به تو فعال میشود / دور از تو خاک میخورد و چال میشود این عاشق خجالتی از شرم چشمتان / هر وقت میرسد به شما لال میشود
omid
این طرف مشتی صدف ، آنجا کمی گل ریخته / موج ماهی های عاشق را به ساحل ریخته زاهدی با کوزه ای خالی ز دریا بازگشت / گفت خون عاشقان منزل به منزل ریخته .
omid
طنین نبض بارانی / بلوغ چشمه سارانی تو را من دوست می دارم / و می دانم که می دانی . . .
omid
از روستای چشم تو گذر کردم به شهر عشق / شهری که این غریبه در آن گم نمی شود . . .
omid
من نه آنم که روم جز تو پی یار دگر / یا به جز تو شوم طالب دیدار دگر . . .
omid
. با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی
omid
ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی / ماه پشت ابر پنهان شد گمان کردم تویی ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی / هر کجا زلفی پریشان شد گمان کردم تویی . . .
omid
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد . . .
omid
ای عشق چه در شرح تو جز عشق بگویم / زیرا که تو در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی . . .
omid
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست ؟ / من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست ؟ از تو هم دل کندم و هرگز نپرسیدم ز خویش / چاره ی معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست ؟
omid
بوی گیسوی تو را نیمه شب آورد نسیم / تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم . . .
omid
بی ارزشم و جز تو خریدار ندارم / گیرم بخرندم ، به کسی کار ندارم گر در هر دو جهانم نپسندد تو پسندی / من در دو جهان غیر شما یار ندارم . . .
omid
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند ، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان . . .
.
omid
در سینه دلی به وسعت غم دارم / بر زخم دلم نیاز مرهم دارم هر چیز برای خود فراهم کردم / در زندگی ام تو را فقط کم دارم . . .