نادر(Kamyab)
دوستان یکی یکی دارن میرن افطار
aynor
باز هم ثانیه ها اسم ِ "" تو "" را جار زدند ....
محـــمد
تو از خورشید پرسیدی، چرا بیمنت و با مهر میتابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعلههای شمع، پرسیدی؟ تو آیا در شبی، با کرم شبتابی سخن گفتی از او پرسیدهای راز هدایت، در شبی تاریک؟
محـــمد
دلتنگـی نه با قـلـم نوشتـه می شود نه با دکمـه های سـرد کیبـورد دلتنگـی را با اشـک می نویسنـد دلتنگتم...