محـــمد
تبسم تو تجسم تمام خوبي هاست ، به تبسمت سوگند ، شاد بودنت براي آرزوي ماست
محـــمد
قلبم را در روشنايي امروز تقديمت مي كنم ......................تا در تاريكيه فردا فراموشم نكني
محـــمد
اسمان برای گرفتن ماه تله نمیگذارد..,......................................... این ازادی ماه است که او را پایبند میکند.
محـــمد
نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید! دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که راهشان را گم می کنند!! نـــــــه میتوانی خبری دهی و نــــــــه خبری بگیری !
محـــمد
کاشکی تو این روزای بد ..................................،خوبی واسه تو برسه
محـــمد
درست زمانی که سرت جای دیگری گرم است ؛ دل من همینجا یخ میزند ! چه فاصله زیادی است از سر تو تا دل من . . .
محـــمد
کسی به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی پس چرا آرزو کنم؟ خدا گفت : شاید نوشته باشم هرچه آرزو کند....
محـــمد
از همان زمانی که به جای توب ه من گفتی شما فهمیدم پای او در میان است....
محـــمد
چه تلخ است با بغض بنویسی..................................................... با خنده بخوانند....
محـــمد
ذهن را درگیر باعشقی خیالی کرد و رفت ..............................جمله های واضح دل را سوالی کرد و رفت
محـــمد
به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود .............................................، آدمها نبودن را بهتر بلدند .