تو نگات یه حسیه
دلم غم میگیره
تو چشام نگا میکنی
و دل میمیره
عشق تو نفسه
مثه یه عادته
دل من برای عشق تو
بی طاقته ...............
جز عشق تو تو قلب من
هیچی دیگه جا نداره
وقتی تو دنیا می دلم
کاری با دنیا نداره
کار ی با دنیا نداره
جز عشق تو تو قلب من
هیچی دیگه جا نداره
وقتی تو دنیا می دلم
کاری با دنیا نداره
کار ی با دنیا نداره........
حتی فکر داشتنت
واسه من آرامشه
شوق دیدنت عزیزم
منو هر جا میکشه من تو رو تا ته دنیا
عاشقونه دوست دارم
تو انگار خودمی
بی بهونه دوست دارم ........
سکه های محبتت را
به دستان قاصدک ها سپرده ام
بگذار در هر سفر
به هر مسافری که رسیدند
نشانه ی مهربانترین مهربان دنیا را
زمزمه کنند ... عزیزدلم قربون مهربونی هات برم
ازم دوری اما دلت با منه
ازم دوری اما دلت با منه ؛
ازت دورم اما دلم روشنه
تو چشمای تو عکس چشمامه و؛
تو چشمای من عکس چشمای تو...
تو این لحظه هایی که دورم ازت...
همه خاطره هامونو خط به خط
دوباره تو ذهنم نگاه می کنم...
دارم اسمتو هی صدا می کنم کی گفته از عشق تو دست می کشم؟؟!!! دارم با خیالت نفس می کشم...
چه حس عجیبی چه آرامشی تو هم با خیالم ....
آه....نفس می کشی...
می دونم تو هم مثل من دلخوری
تو هم مثل من بغضت و می خوری...
نگاهت پر از حرف و درد دل ِ
ولی خوب تموم می شه این فاصله... دوباره مث اون روزای قدیم..
که باهم تو بارون قدم می زدیم...
از احساس همدیگه حظ میکنیم... زمین و زمان و عوض می کنیم..
دستهای دلت را
13 سال و 23 روز و 2 ساعت و 6 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...