#دِلم نیست برود ... هیچ #دلیلی ندارم ... تنها #دلم ... همان #بهانه ای که #من را ... به او #پیوند داده است ... به این #سفر ... #راضی نمیشود ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ دوست داشتنی ترینم
چه خیال باطلی بود که فکر میکردم
دل معشوقه ات را نادیده میگیری
آرام آرام با دلم راه میروی و من
در هر قدم هزار هزار بار بیشتر
جام عشقت را نوش میکنم ...
چه آرامشــــــــی ... #سَــــــــیال در هوایِ با #تـــــو بودن ... مرا سبکبال تر از #پروانه ها ... در #بَــــــــر گرفته است ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ "من ِ بی تو"
یونسِی است که
خودش را به دهان ماهی انداخته است
تا از این دنیایی که تمام رنگهایش
با رفتنت رخت خواهند بست
به قیمت جان
بگریزد
و اما میدانم که میدانی "منِ با تو"
موسایی است که با عصایش
دنیایی را دگرگون خواهد ساخت
تنها با جادویی به نام
تو ...
افسوس که هر آمدنی یه رفتنی هم داره ،.... افسوس که هیچ کس و هیچ چیز پاینده نیست ،.... افسوس که نباید دل ببندیم اما میبندیم ،.... افسوس که همه چی نباید با هم قاطی بشه اما میشه ،.... افسوس که خیلی چیزا دست خودمونه اما میسپاریمش به سرنوشت ،... افسوس که گاهی میدونی باید نکنی ولی میکنی ،... افسوس . . . ! ! !
@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ .........تمام امن یجیب های دلم را گره زدم به کلماتم و روانه ی آسمان کردم............من مطمئنم خدا تو را برای دلم نگه میدارد ...............
زمان هیچ دردی را دوا نکرد ...................این من بودم که به مرور زمان عادت کردم ...........وبا این همه چه اجبار سختی ست خنده ..................وباور کنید که من خوشحالم ...........
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
در من
چیزی رشد کرده است
شبیه تو
پر نور
گرما بخش
و دوست داشتنی
این عشق
در من چنان رشد کرده است
که از من , تویی ساخته است
و تو را خودم
کرده است ...
چندین بار #زمزمه اش کردم ... " درشب #گیسوان تو , مَست به #خواب میروم ... " ... تمام وجودم پر از #حسرت داشتن عاشقی چون #شاعر این شعر ... #زبانه میکشید ... و حسی ناشناخته ... آرام در #گوشم میخواند ... این شعر روزی ... برای #تو از #نـــــــــــــو ... #سروده خواهد شد ... " اُرکــــــیده قرینِ آرشِ عزیزتر از جانم "
دستهای دلت را
13 سال و 23 روز و 1 ساعت و 18 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...