شــ ح ـــاب
ساعت 2 شب بود زنگ زدم دافم باباش برداشت حول شدم گفتم موبایل اقای رفیعی گفت لامصب اسمت افتاده چرا خودت رو میزنی اون راه بعدش تا صبح به سوتی خودم خندیدم
Mostafa
آقا به ما نگید آقا، بگید پسر - با تشکر - پ.ن : واژه ی پسر باعث میشه فک کنم به سن تکلیف نرسیدم هنوز
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .