جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
پیش خودت شاید بگی همه ش دلگرفتگیاشو گفت و وقت خوشی یادم هم نیس...
ولی باورکن زندگی از یه جایی به بعد اون روشو بهم نشون داد،اون روی حسودش ک تاب دیدن خنده هامو نداره...
چارشاخه گل برا تعهداتم بیاد عشقم
سپندارمذگانوتازه کردم...
اونقددلم مخواس بخاطرهمه عقده هام زنگ افسان بزنم
گریه کردم بخاطر چیزدیگه ای و خب...کسی که شونه نیس برا اشک،( من شریک غم ندارم اینجا، شادی شاید!)بی محلی کرد و چارشاخه گل،پنج تایی با هم پژمردیم از انتظار نگاه مهربونی دور ازخودخواهی...
بیخودنبودمتنفربوده ام از خریدن هدیه برای آدمای ...
بی خیال...این گل ها دردی رو دوا نکردن...هیچ عشقی...نرسوندن...وحالاهم انگار سر لج افتادن با من که : قلبتم باید باشه همراه، تا نشون بدیم سیرت گل ها رو...همه اینها ک گفتم...فقط به خدا میشه گفت و تو و ...بس!
خیلی چرت و پرت شاید ، ولی... آرومیت من حتی...!
ولی ا ... ی چیز دیگه هم هست و ... ایمنکه ...
به جان خودم بودنت خعلی خووووبه !
حس می کنم حسم می کنی !
نمیدونم چجوری بگم ! .... می فهمم ک می فهمی !
دیدی چقد خوبه حس کنی کلمه ب کلمه حرفات شنیده میشن و خونده ؟!
من حس می کنم ک حرفامو لمس میکنی
خوشحالم میکنه : )
اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا #ثریا دست معمار خدا بود خشت اول من و ما... چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد خدا می رفت و یک #مادر پرستار زمین میشد...اگه کفره کلامه من یکی حرفی بگه بهتر وگرنه بازی واژه نمیبازم من #کافر...
صفحه موبایلمو روشن میکنم مات #عکست پشت صفحه گوشیم میشم... بد یهو میبینم از تو صفحه خاموش زل زدم به چشای خودم... از #نگات به #نگام میرسم... ی روزی آخرش همین نگاهو میکشم... : )
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .