نازنین ( NA - NA)
آنکه دائم هوس سوختن ما کرد کاش می آمد و از دور،تماشا میکرد ...........
نازنین ( NA - NA)
به هنگامی که بر دریای چشمت خیره گردیده ام نه اندیشیدم این دریا مرا در کام خود میدید... سکوت سرد ساحل را نمی دیدم نه اندیشیدم این امواج اوسیانگر هزاران همچون من را در درونش آشناکرده وبعد از یک هم آغوشی چگونه لاشه هایشان را به ساحل ها رها کرده؟
نازنین ( NA - NA)
تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی؟؟
یاس
از این که زندگیتان پایان می یابد نترسید از آن بترسید که زندگی را هیچگاه آغاز نکنید !!!!!!
مهدی
اگر می دونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی و اگر می دانستی که همیشه اشک می ریزم هرگز تنهام نمی زاشتی
نازنین ( NA - NA)
حالم خوب است... اما دلم تنگِ آن روزهایی شده..... که می توانستم از ته دل بخندم...
نازنین ( NA - NA)
از روزي که رفتي، کاسه آب هنوز مانده ... دو دلم ... که بايد مي ريختم.... يا ....خوب کردم که نريختم !!
نازنین ( NA - NA)
شاید دیگر اندازه ام نباشد ...اما هنوز بوی خاطره میدهد... پیراهنی که تو روی شانه های آن اشک ریختی.........
نازنین ( NA - NA)
چقدر دور تر از احساسم ایستاده ای... از این فاصله تو ،حتی صدایم را نمی شنوی چه برسد به دلتنگی!
نازنین ( NA - NA)
روزي كه به ديدنم آمدي--يك كپي از هويتم را ميخواهم--براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد..فحش و تحقير تقديمم ميكنند.... روزي كه به ديدنم آمدي---برايم صدا خفه كن بياور---ميخواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب برچسب فاحشه ميزنندم...بغضم را در گلو خفه كنم--- برايم يک تيغ بياور ، ميخواهم موهايم را از ته بتراشم تا سرم هوايي بخورد و بيواسطه روسري کمي بيانديشم---برايم يک بيلچه بياور تا تمام غرايز زنانه ام را از ريشه درآورم و شخم بزنم وجودم را . . بدون اينها راحتتر به بهشت ميروم ، گويا !!!! برايم يک مداد پاک کن بياور براي محو لبهايم---نميخواهم کسي به هواي سرخيشان سياهم کند !
مهدی
عشق امانت با ارزشی است که هرکس آنرا در قلبش نگه می دارد برای همین است که هر وقت به خواهی عشقت را پس بگیری باید قلب کسی را بشکنی.
نازنین ( NA - NA)
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست... کاش قدری پیش از این یا بعد از آن میزیستم ...
نازنین ( NA - NA)
چقدر تلخ!!!!!!لبهايت طعم سيگار ميداد ...و من ميدانستم تو سيگار نميکشي..........
نازنین ( NA - NA)
دوره ، دوره ي تنهايي دستها نيست
دوره ، دوره ي تنهايي دلـ هاست...
نازنین ( NA - NA)
وبعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد.....وبعد از رفتنت انگار کسي حس کرد.... ....که من بيتو تمام هستي ام از دست خواهد رفت....