P A R $ A
لحظه ي پاک نيايش دارم از خدا يه خواهش ، بر سر دل هاي سوخته بکشه دست نوازش .
P A R $ A
من و تو ايم دو پژمرده گل ميان کتاب ، من و تو ايم دو دلبسته از قديم به هم ، شبيه يکديگريم و چقدر دلگير است ، شبيه بودن گلهاي بي شميم به هم ، من و تو رود شديم و جدا شديم از هم ، من و تو کوه شديم و نمي رسيم به هم ، بيا شويم چو خاکستري رها در باد ، من و تو را برساند مگر نسيم به هم !
P A R $ A
يک سبد درد ، يک گلدان مرگ ، و لباسي سفيد براي جشني بزرگ خواه ناخواه همه دعوت ميشويم . . .
P A R $ A
زماني که مرا ندانسته به دنيا آوردند ، پيوسته مي گفتند دوست بدار و حالا که دوست دارم مي گويند فراموش کن !
P A R $ A
به خاموشي ما منگر که ما خود معدن رازيم.. فلک بشکست بال ما وگرنه اهل پروازيم…
P A R $ A
هميشه يکي هست که درد دلت رو بهش بگي
واي از اون روزي که خودش بشه درد دلت . .
P A R $ A
هيچگاه ويتريني نداشته ام تا دلم را در آن به نمايش بگذارم در قامت يک فروشنده دوره گرد عاشق تو شدم از اين روست که تمام خيابان هاي شهر عشق مرا ميشناسند . . .
P A R $ A
ديشب در جاده هاي سکوت در ايستگاه عشق هرچه منتظر ماندم کسي براي لمس تنهاييم توقف نکرد و من تنها تر از هميشه به خانه برگشتم . . .
P A R $ A
ميرم تا در غبار غم فراموشت کنم / سر در آغوش پشيماني گذارم تا تو را اي اميد آتشين با گريه خاموشت کنم . . .
P A R $ A
در درون ذهن من هرگز نميميرد کسي / مرگ احساس مرا ماتم نميگيرد کسي رفته ام من سال ها از خاطرات اين و آن / يک سراغ ساده هم از من نميگيرد کسي . . .
P A R $ A
صداي شکستن فلبم را نشنيدي چون غرورت بيداد ميکرد اشک هايم را نديدي ، چون محو تماشاي باران بودي ولي اميدوارم آنقدر در آينه مجذوب نشده باشي که حداقل زشتي ديو خود خواهيت را ببيني باشد که با ديگران چنان نکني که با من کردي . . .
P A R $ A
اي دلم زهر جدايي را بخور/ چوب عمري بي وفايي را بخور
اي دلم ديدي که ماتت کرد و رفت / خنده داي برا خاطراتت کرد و رفت
من که گفتم اين بهار افسردني است / من که گفتم اين پرستو رفتني است
آه عجب کاري بدستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
P A R $ A
به علت بارش بي وفايي جاده ي عشق به شدت لغزنده است. لطفـا با محبت حرکت کنيد..!