P A R $ A
نگاه ساكت باران بروي صورتم دزدانه مي لغزد ولي ياران نمي دانند كه من دريايي از دردم به ظاهر گرچه ميخندم
P A R $ A
اگر از پايان گرفتن غم هايت نااميد شده اي به خاطر بياور که زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
P A R $ A
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
P A R $ A
دل هيچکس نمي سوزد براي حال غمناکم مگر سوزد همان شمعي که مي سوزد سر خاکم
P A R $ A
من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم
P A R $ A
فردا که بارون بياد شايد زير چتر تو باشم ... و از همين حالا خيس باروونم
P A R $ A
يکي هست تو قلبم که هرشب واسه اون مينويسم و اون خوابه نميخوام بدونه واسه اونه که قلب من اين همه بي تابه يه کاغذ يه خودکار دوياره شده همدم اين دل ديوونه يه نامه که خيسه پر از اشکه و کسي بازم اونو نمي خونه يه روز همينجا توي اتاقم يه دفعه گفت داره ميره چيزي نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگيره گريه ميکردم درو که ميبست ميدونستم که ميميرم اون عزيزم بود نمي تونستم جلويه راشو بگيرم ميترسم يه روزي برسه که اونو نبينم بميرم تنها خدايا کمک کن نميخوام بدونه دارم جون ميکنم اينجا سکوت اتاقو داره ميشکنه تيک تاکه ساعت رو ديوار دوباره نميخوام بشه باور من که ديگه نمياد انگار
P A R $ A
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم. بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد. به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم! ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند. ( ادامه در دیدگاه بخون دوست عزیز)
P A R $ A
به بزرگي گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکي و پيري ، گفتم : پس جواني چه شد ؟ گفت : با بي وفايي ساخت با عاشقي سوخت و با جدايي مرد .
P A R $ A
ما كه ميترسيم از هجرت دوست
كاش ميدانستيم روزگاري كه بهم نزديكيم
چه بهايي دارد
و سفر يعني چه ؟
و چرا مرغ مهاجر وقت پرواز
اين چنين سخت به خود مي لرزد؟
P A R $ A
خدايا تو را غريب ديدمو غريبانه غريب شدم
تورا بخشنده ديدمو خود گناهكار شدم
تورا وفادر ديدمو هرجا رفتم بازگشتم
تورا گرم ديدمو در سردترين لحظه ها به سراغت آمدم
تو مرا چه ديدي كه وفادار مانده اي ؟؟