دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر
اینجا سکوت گوش تو را کر میکند....
از یک گوشه ی اتاق
به گوشه ی دیگر سفر می کند ...
تمام فاصله اش تا من
همیشه همین قدر است ...
تنهایی !!!

جزئیات گروه

شناسه 317
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3430 پست
عضو 505 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 40
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 205
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 32

کاربران گروه

(501 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

وقتی نیستی.....تنهاترینم
شناسه‌: 317 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
میترا
میترا

بزرگترین هدیه ای که میتوان به کسی داد زمان است چون هنگامیکه برای یکنفر وقت میگذاری قسمتی از بهترین روزهای زندگیت را به او داده ایی که دیگر باز نمی گردد.....!

میترا
میترا

فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمی‌شود

EHSAN
0_3097.jpg EHSAN

این بار که باران ببارد چترم را برنمیدارم...... قدم خواهم زد زیر بارش غم های آسمان

این ارسال را بازنشر کرده است.
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

دیروز اومده بودی دیدنم، با یه شاخه گل سرخ و همون لبخندی که همیشه آرزوشو داشتم، گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده، ولی من فقط نگاش کردم! وقتی رفت سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

با خود عهدم بستم كه دیگر مسیرم را برای هیچ كسی عوض نكنم و با كسی همسفر شوم كه هم مسیرم باشد. تا او هم برای با من بودن مجبور به كج كردن راه خود نباشد

میترا
میترا

امان از خنده ای از روی ناچاری که وسطش بغض کنی

احسان ضیأ‌‌یی
احسان ضیأ‌‌یی

آواز عاشقانه ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

احسان ضیأ‌‌یی
احسان ضیأ‌‌یی

می روم شاید کمی حال شما بهتر شود... می گذارم با خیالت روزگارم سر شود... از چه می ترسی برو دیوانگی های مرا... انچنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود...

احسان ضیأ‌‌یی
احسان ضیأ‌‌یی

طبيبان بر سر بالين من آهسته ميگفتند:كه امشب تا سحر اين عاشق دل خسته ميميرد ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا به پا خيزد چه سنگين ميرود اين مرده از بس آرزو دارد.

احسان ضیأ‌‌یی
احسان ضیأ‌‌یی

تنهایی را دوست دارم .... بی دعوت می آید ؛ بی منت می ماند ! بی خبر نمی رود ... !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

بــعضی زخمها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی ... بــعضی زخمها ، باید باقی بمونه تا هیچوقت راهت رو گم نکنی .

این ارسال را بازنشر کرده است.
احسان ضیأ‌‌یی
احسان ضیأ‌‌یی

هرچی مهربون تر باشی بیشتر بهت ظلم می کنند هرچی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن! هرچی خودتو خاکی تر نشون بدی, واست کمتر ارزش قائل میشن! ... هرچی قلبت رو آسون تر در اختیار اطرافیانت بذاری, راحت تر لهش می کنند و اگر بدونن که منتظری و بهشون احتیاج داری, اندازه یه دنیا ازت فاصله می گیرند... و این, حقیقت زندگیست..

میترا
میترا

منتظر هيچ دستي ، در هيچ جايي نباش.. اشكهايت را خودت پاك كن.. چون همه رهگذر اند..

این ارسال را بازنشر کرده است.
احسان ضیأ‌‌یی
احسان ضیأ‌‌یی

وقتی که من عاشقت بودم تو دوستم نداشتی ، حالا که عاشقم شدی من دیگه نیستم... حالا فهمیدم چرا اول قصه ها میگن ، یکی بود یکی نبود...

میترا
میترا

دستهایمان را بهم قفل کن! فقط یادت باشد... کلید را جایی بگذاری که یاد هیچ کداممان نماند...