دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مریم
مریم

اونوقتی که فکر می کنی که هیچکسی نیست که حرف دلتو بفهمه، کسی هست که برای دیدنت روزشماری می کنه- ویلیام شکسپیر

مریم
مریم

دنياي هر کس به وسعت فکر اوست.

مریم
مریم

از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم. ( مخاطب خاص دارد )

مریم
مریم

هيچ کس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند

مریم
مریم

راه حل هاي مهم هرگز از راه حل هاي مشکل به دست نمي آيد.

مریم
مریم

مرد بزرگ كسي است كه در سينه خود قلبي كودكانه داشته باشد – منسيوس

مریم
مریم

هميشه شعله هاي بزرگ ناشي از جرقه هاي كوچك است - دانته

مریم
مریم

امام علي ع فرمود : چون ديدي خداوند پياپي بر تو نعمت ارزاني ميدارد از او بيشتر بترس

مریم
مریم

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید : «ببخشید خانم! شما کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آن ها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه ی کوچکشان قرمز شده بود. گفتم: «بیایید تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا بهشان دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید: «ببخشید خانم! شما پولدارین» نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه ... نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.» آن ها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند

مریم
مریم

چشام خشک شد ، یه کم بهم اشک بده ایزد این بچه ها با کدوم دست مشق بنویسن؟ کودکیم مُرد ، در راه کلاسی که سوخت و منتظر یه جراح پلاستیکه یاس نمیخواد ته قصه رو هرگز ببنده چون باز دلش میخواد که نرگس بخنده

مریم
مریم

عشاق ایرانی که علاقه مند به قدم زدن دو نفره توی هوای بارونی هستن این روزا فرصت خوبیه بزنید بیرون با عشقتون زیر بارون قدم بزنید خیلی صفا داره. خاطره انگیز میشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریم
مریم

موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشتم زیر...... . . . . . . . . . . . . ................... . . . بعدش می‌میرم. آی حال میده!!

مریم
مریم

امروز دوباره ریختند تو مجتمع مسکونی ما برای جمع کردن دیش های ماهواره. بعد یکی از همسایه هامون که یه خانم پیر و تنهایی هست رفته به مافوق اون مأمورایی که داشتند دیش ها رو جمع می کردند گفته: آخه جناب سروان، من پیرزن ِ تنها بدون ماهواره چی کار کنم؟ جناب سروان هم خیلی جدی برگشته به مامورای زیر دستش گفته: نمیخواد دیش ماهواره خونه این خانم رو جمع کنید. بقیه دیش ها رو جمع کنید و بیارید با خودتون پائین! بعله، هنوز هم همچین جناب سروان های با انصاف و بامرامی پیدا میشه

مریم
مریم

رفتم جيگركي يارو برگشته ميگه نونم ميخاي؟ ميگم قبلنا سوال نميكردي، ميذاشتي، ميگه نه الان وضع فرق كرده نون جدا، دونه ای ۵۰۰ تومن! خوب شد بازم کرایه سیخ و ازم نگرفت