دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
میترا
میترا

فراموش كردنت برایم مثل آب خوردن بود از همان آبهایی كه می پرد توی گلو و سالها سرفه می كنیم

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دیگر گُمَت نمیکنم.....دستت را می‌گيرم و آرام می‌گيرم.....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

تا به حال کسی را به اندازه‌ی دوست داشته‌ای که نخواهی خوابش را بياشوبی با صدای نفس؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

اگر نباشی آنقدر نفس نمی‌کشم که بگويم آتش در نبود هوا نيست می‌شود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

چشم هایم فاصله های خالی مشت هایم پر از تنهائی ست پروندۀ مختومه ای ست دلم که در ردیف عشق بایگانی ست

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

پيکرت را نمی‌نويسم ..می‌تراشم با دست و آنقدر صيقلش می‌دهم که چيزی بندش نشود.

میترا
میترا

سبک معماری روح من از نگاهت ریشه می‌گیرد این ترک‌ها را چه استادانه در روحم رها کردی!

میترا
میترا

سـکـــــــه ی زنـدگـیم شـیـــــــر نـدارد امــــــــا ... هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را بسیـــــار دوســـــــت مـی دارم

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

يادم باشد به رسم مردمان مغلوب تاريخ فتح تو را بنويسم که ديگر جنگی در نگيرد

میترا
میترا

مترسک به گندم گفت :تو شاهد باش مرا برای ترسانیدن آفریدندولی، من تشنه ی عشق پرنده ای بودم که سهمش از من گرسنگی بود....!!!

میترا
میترا

لنگه های چوبی در حیاطمان گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند محکمند ! خوش به حالشان که لنگه ی همند

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

می‌دانی که آخرين بار به فاصله‌ی نفسم در رويا بودی و حالا به وضوحِ بهشت در دست‌های من؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

می‌دانی؟ اسم تو واژه‌های تماماً مخصوص واقعه است....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

سلام سلام طناز اومد...صبح اول هفتتون بخیر و شادی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

یه صداهایی داره از پنجره ی پشت سرم میاد...من تنها در شرکتم....دیگه جدی جدی دارم میترسم.....دوستای خوبم خداحافظتون......من دیگه برم خونه بهتره.......