دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ياس به نخ می‌کشم کلمات را به گردن تو می‌آويزم.................. که بوی من خوابت را حرام کند.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

رحم؟ تو بگو رحم کن .....من خدا را بين نفس‌های تو به التماس می‌اندازم.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

برو! هرجا که می‌خواهی برو اما دورتر از يک نفس نرو....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

وقتی هستی همه‌ی هستی‌ام را با لبم می‌گذارم روی شانه‌هایت..... وقتی هستی نگاهم تاب نمی‌آورد.... مثل رنگ روی تنت شُره می‌کنم..... وقتی هستی هيچ چيز کم نيست... خدا هم هست آن بيرون جای پاش هم هست بر برف...............

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

يک وقت اشتباهی مرا پاک نکنی! هر وقت پاک‌کن دستت بود بگو از روی کاغذت بروم کنار.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

وقتی نيستی بهانه می‌گيرد دلم..... می‌شود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در آغوشت ورد می‌خوانم زير لب و خدا را صدا می‌زنم. آنقدر صدا می‌زنم که بگويی: جان دلم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

رام می‌شوم آرام.... مبهوت عاشقی ام....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

همين که باشی ....همين که نگاهت ‌کنم... مست می‌شوم ....خودم را می‌آويزم به شانه‌ی تو.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

نمی‌دانم تا کی دوستم داری هرجا که باشد باشد هرجا تمام شد اسمش را می‌گذارم آخر خط من. باشد؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

وقتی نيستی.... وقتی هستی.... من و خورشيد عاشقانه‌ها

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

قورباغه به كانگورو گفت: من هم می توانم بپرم تو هم. پس اگر با هم ازدواج كنیم بچه مان می تواند از روی كوهها بپرد، یك فرسنگ بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم. كانگورو گفت: «عزیزم» چه فكر جالبی من با خوشحالی با تو ازدواج می كنم اما درباره قورگورو بهتره اسمش را بگذاریم «كانباغه» هر دو سر «قورگورو» و «كانباغه» بحث كردند و بحث كردند. آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهمه نه «كانباغه» اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج كنم. كانگورو گفت: «بهتر» قورباغه دیگر چیزی نگفت كانگورو جست زد و رفت. آنها هیچوقت ازدواج نكردند، بچه ای هم نداشتند كه بتواند از كوه ها بجهد یا یك فرسنگ بپرد. چه بد، چه حیف كه نتوانستند فقط سر یك اسم توافق كنند.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای کیسه ایست، هول هولکی و دم دستی. این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. این چای خوردن‌ها دل آدم را باز نمی‌کند خاطره نمی‌شود فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی‌کنی.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می‌دهد برای مهمان بازی، برای جوک‌های خنده‌دار تعریف کردن، برای فرستادن اس ام اس‌های صد تا یک غاز، برای خاطره های دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند. این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجان بزرگ. می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشبحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.