دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

تو رگام به جای خون شعر سرخ رفتنه

امیر کریمی
امیر کریمی

وقتی میخواستم مادر را راضی کنم برود خواستگاری گفته بود: عزیز و آقاجون رو ببین ، تا شب عقد همو ندیده بودن ، چه جوریه پس برا هم میمیرن؟ گفته بودم: اونا بودن، خریدنشون انداختنشون توی یه تُنگ ، بودن به عادت کنن

امیر کریمی
امیر کریمی

امروز این وسطا The exorcist رو دیدم ، این دخترِ با این چهره معصومش صحنه هائی که میشه رو خیلی عالی بازی کرده

امیر کریمی
امیر کریمی

از قدیم راست گفتن به راه داره

امیر کریمی
امیر کریمی

میگه : ازمون یه عکس تایتانیکی بگیر ، میگم دقیقا مثه کدوم صحنه ش؟ اونکه جلویِ کشتین؟ یا رو تخته ن؟ یا اونجاکه تو ؟

امیر کریمی
امیر کریمی

کاش کمی از اخلاق خارجیارو ما هم داشتیم ، مثلا وقتی میگم نه ممنون انقدر تعارف نکنید / گرچه همینجوری بهتره وقتی تو مهمونیا میگید چیزی رو نمیخوام بیشتر میزارن تو کاسه ت

امیر کریمی
امیر کریمی

اولین شبِ آرامش

❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
توسط موبایل در چهار راه

اگرگدا یاد پادشاه نکند؛پادشاه چه داند گدایی هم هست!گدای دیدارتم پادشاه @هیــــــــــوا

❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
❤داداشـــــ دنـــبـالـر❤
توسط موبایل در چهار راه

به یادتم خفن تا زمانی که برم تو کفن @هیــــــــــوا

امیر کریمی
امیر کریمی

اول رابطه شون هستن ولی بعد از مدتی به تبدیل میشن / البته نه همه شون

امیر کریمی
thCAJCNLTE.jpg امیر کریمی

پسری که مرا دوست داشت به سرعت با دوچرخه هرکولسش از کنار من و دوستم رد می‌شد و میگفت: غصه نخورین هر دوتا تونو می‌گیرم. ما نگاه می‌کردیم به شانه‌های پهن و پاهایش که محکم پا می‌زدند و ریز ، زیر بال چادرهامان می‌خندیدیم. ما غصه خوردیم وقتی پسری که مرا دوست داشت به جبهه رفت ، هر دو پایش را از دست داد. اول به خواستگاری من و بعد به خواستگاری دوستم آمد و شنید.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

مادرم مدام میپرسید که میتوانم خوب بخوابم یا نه؟ این معیار مادرم برای رو به راه بودن اوضاع است ، گفتم اگر پشه های لعنتی بگذارند ، خوب میخوابم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
thCAKM1R16.jpg امیر کریمی

روزایِ