دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

یکی ازهمکارام میگه هر وقت میخوام فوتبال ببینمُ خانومم میزنه کانالای دیگه فیلمُ سریال ببینه ، یه چن دقیقه که میگذره هی از هیکلُ قیافه ی خانومای تو فیلم تعریف میکنم ، یهو خودش کنترلو پرت میکنه طرفم میگه بزن هرجا دوس داری / چقد خندیدم اول صبحی

امیر کریمی
امیر کریمی

حرف آخرم : همین که با تمام شاعریم ... غیر تو ، برای هیچکس غزل نخوانده ام

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر کریمی
securedownload.jpg امیر کریمی

گفت: سلام گفتم: سلام معصومانه گفت: می مانی؟ گفتم: تو چطور؟ محکم گفت: همیشه می مانم گفتم: می مانم ... روزها گذشت ، روزی عزم رفتن کرد گفتم: تو که گفته بودی میمانی؟ گفت: نمیتوانم، قول ماندن به دیگری داده ام ، باید بروم . / صبح به خیر

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

چه شتابیست به راه........؟؟؟شاید آن نقطهء نورانی ِ دشت......چـــــشـــــم گرگان ِ بیابان باشد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

تنها کسی که با من درست رفتار می کند،خیاطم است...که هربار مرا می بیند اندازه های جدیدم را می گیرد! به همان اندازهء قبلی چسبیده اند....و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

به چشمهایت بگو نگاهم نکنند....بگو وقتی خیره ات می شوم کارشان به کار خودشان باشد...نه که فکر کنی خجالت میکشم ها....نه!!!! حواسم نیست...عـــــاشــــقـــــت می شوم....

امیر کریمی
thCAV0G1SF.jpg امیر کریمی

زندگی برای همیشه راحت است . خورد و خواب است ؛ و رفتار ِ بهایم ، اما وقتی پای فکر به میان آمد تو بهشت هم که باشی آسوده نیستی ، مگر چرا آدم ِ ابوالبشر از بهشت گریخت ؟ برای اینکه عقل به کله اش آمد و چون و چراش شروع شد ، خیال میکنید بار ِ امانتی که کوه از تحملش گریخت و آدم قبولش کرد چه بود ؟ آدم زندگی چارپایی را توی بهشت گذاشت و رفت به دنیای پر از چون و چرای عقل و وظیفه ، به دنیای پر از هول و هراس ِ بشریت

امیر کریمی
امیر کریمی

عصر افعی عصر گرگ ، معصیت های بزرگ

امیر کریمی
امیر کریمی

روی امتـــــــــداد این عصر ما فرامــــــوش شـدگانیـــــــــم

امیر کریمی
امیر کریمی

یک جای کار میلنگه من مطمئنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد ، دستش را در جیبش می کند و در می آورد ، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود .. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند …. (* تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم !!!!...) مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش، چیزی دم دستم نیست احتمالا فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد…. (* تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم !!!!...) اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست ، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد ولی دستش را درست در 10 سانت از 100 سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد .. با خودم می گویم ”چه تصادفی” و دستم را جابه جا میکنم … اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد ….. (* تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم !!!!...)

امیر کریمی
امیر کریمی

از حركت موس روي تصاوير لذت ببريد [لینک]