دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

به جرم وسوسه... چه طعنه ها که نشنیدی ! پس از تو همه تا توانستند آدم شدند...! چه صادقانه بودی! چه ریاکارانه آدمند.!

زندگی تکراری
زندگی تکراری

گوشه چادرش را برید و به یادگار به من داد که دیدمش به چادر بدوزم ، تکه پارچه پوسید ولی دل من هنوز امید دارد...

سوسن سعادت
imagesCA1WBX85.jpg سوسن سعادت

واژه هاي برنده ات........به پاي جانم فرو رفته اند.......هرتكه را بيرون ميكشم....حروفت بر فرش ميچكد.........

سوسن سعادت
images.jpg سوسن سعادت

سوگند به بوي سيگارت....................كه بيش از من.................. شيفته اش هستي.............

این ارسال را بازنشر کرده است.
زندگی تکراری
زندگی تکراری

زخم چرکین من گوشت بالا آورد و در حال خوب شدن است ولی تو هنوز ....

زندگی تکراری
زندگی تکراری

زخم چاقویی که به سینه ام فرو کردی هنوز سر باز است ...

سوسن سعادت
imagesCALCKJTW.jpg سوسن سعادت

چقدر افكار سيگاريت را به رخم ميكشي.......

mob
mob

مرد تمام ، انکه نگفت و بکرد ... آنکه بگوید ، بکند ، نیمه مرد ...

P A R $ A
P A R $ A

زیر باران بی هدف بی آرزو دستها را میگشایم از دو سو عاشقانه تر تماشا میکنم چشمها را می برم تا شستشو بی خیال حرف مردم می شوم دست می شویم ز هرچه آبرو جرعه ای سر می کشم از آسمان فارغ از بودونبود و رنگ و بو فکر خیسم بی تعلق می شود سینه ام سرشار اسرار مگو کودک احساس نازک طبع من با نوازشهای شعرم کرده خو در خیالم مانده رویایی بجا میروی تصویرت اما روبرو دستهایم سرد لبها در سکوت چشم اما با تو گرم گفتگو نیستی و باز دتتنگ توام زخمی ام از نارفیقان دورو " " " در پناه شعر پنهان می شوم خسته از ناکامی و از جستجو زیر رگبار غزلهای ترم باز هم چیزی نمی خواهم جز او

P A R $ A
P A R $ A

نمی دانم چه می خواهی نمی فهمم چه می گویی از این تن خسته ی آزرده دل دیگر چه می جویی ؟ تو بارانی به سر داری که رویاندن نمی داند فقط از دفتر شعرم حدیث عشق می شویی تو آن گل واژه ای در ذهن خیس بی سرانجامم که پر پر می شوی آخر که بی هنگام می رویی مرا نا دیده می گیری نمی فهمی که لبریزم به جای چیدن دردم چرا چون لاله می بویی؟ مرا بیهوده می کاری تلاشت سالها پوچی ست منم مثل گیاهی هرز محکومم به خود رویی !

سوسن سعادت
imagesCA06UAMP.jpg سوسن سعادت

ميگويي خوشبختي را تعريف كن..............مكتب خانه ي ما هنوز تعطيل است!!!!!......

mob
mob

فریاد ، که فریاد رسی پیدا نیست ...

mob
mob

دوش مرا حال خوشی دست داد ...

سوسن سعادت
3.jpg سوسن سعادت

نوك ميزني به پنجره ي احساسم.......بي كلامي.............

زندگی تکراری
زندگی تکراری

یعنی آدم تو طویله حسابداری کنه و یک مشت گوسفند دورو برش باشن بهتره تا با این همکارای من کار کنه...