♥ tannaz ♥
دیگــَـر احتیـــاط لازم نیستــــــــــــ ـ شِکستَــنی ها شِـکـَـســـتــ...ـ هَرطـــــور راحتیـد حَمل کــُـنید .. مُحکـَـــــم باش دِلَـــــــم .. این دوره آخــــــــر ِ
سوسن سعادت
گاهی فکر می کنم کار تقدیر و روزگار فقط اینه که بشینه و مثل یه بچه ی بازیگوش که توی لونه ی مورچه ها آب می ریزه، روی بنای آرامش ما آب بریزه و یه توده ی بی شکل گِل درست کنه... می دونم دوستان واقع بین!! وقتی اینو از من بشنون می گن: خود کرده را تدبیر نیست...!! و منم مثل همیشه سبکسرانه نقشم رو در توده ی گِل گم می کنم...
سوسن سعادت
این روزها خیلی دلتنگم، دلتنگ یه کف دست! آرامش... آدما چقدر عجیبن... درست توی روزایی که ميتونه روزای خوش باشه... این روزها منم خیلی به گذشته می رم، گذشته هایی که انگار سالهاست ازشون دورم، گاهی جای خودمو هم توی خاطراتم گم می کنم، نمیدونم کجاشون ایستادم، همه هستن جز خودم... گم شدم این روزها انگار.....
♥ tannaz ♥
ساعت 3 بعد از ظهر ميخواهيم ناهار ميل كنيم...آخه اين وقت ناهاره؟؟؟ميدونم همتون ناهاراتونو نوشِ جان كردين اما....بفــــــــرمايين....
امیر کریمی
آخرین ديالوگ امروزم از فيلم پدرخوانده : آل پاچينو :
♥ tannaz ♥
عجیب است ... یک جای کار اشکال دارد نه به پدرم رفته ام ، نه به مادرم ..من بر باد رفته ام ....
♥ tannaz ♥
دلـــم را خــــراش نـــده ..! یا با دســت ، نوازشش کن یا با پـــا ، لگد مالـ ـــ ـش کن ولی هنگام نــوازش خــــراشـ ـ ــ ــ نـــده ..!!
♥ tannaz ♥
نه سه نقطه ایم که یعنی ادامه داریم .نه نقطه ایم که یعنی تمام شدیم دو نقطه ایم ، مانده بین زمین و هوا .. ،هر که میرسد یا کممان میکند یا زیادمان ...تا شاید آن گونه که دوست دارند دوستمان بدارند ..
سوسن سعادت
وقتي شروع به خوندن اين شعر كردم مطمئن بودم شاعرش يه خانومه...ديدم نوشته ...عباس معروفي...... مربع به مربع دوست داشتنت را میشمارم/ هنوز دل دل میکند در چشمهام/ بی قرار میشود آخر خدا و اینهمه دلتنگی؟ من که حلقه حلقه به تنت پیجیده بودم! تو نخواه خدا از تاریکی میترسد و من بدون لباسهات سرما میخورم. به راه رفتنت یا به کفشهات اگر فکر کنم میآیی؟ … … دیگر چیزی نمانده طاقت من/ یک کبریت بکشم تمام میشود … من بهار میشوم/ تو تنم را پر از شکوفه کن. رنگها را با انگشتهای تو شمردم/ باز هم یکی زیاد آمد/ میشود این انگشت را دو بار ببوسم/ گلبهی را هم بردارم؟ … راستش را بخواهی /جیبهام پر از رنگ است. اگر صبح زودتر از من بیدار شدی/ بوسم کن/ اما اگر من زودتر بیدار شدم بر سینهات منتظر همان بوسه میمیرم … عباس معروفی ....اندكي از مردان چنان روح زنانه دارند كه ادم يكه ميخوره...يادت گرامي عباس عزيزززززز
امیر کریمی
دیالوگ آل پاچينو در فيلم وكيل مدافعی برای شيطان
امیر کریمی
دیالوگ آل پاچينو در فيلم بوي خوش زن :
♥ tannaz ♥
فاحشه جان به شرافات و اندوهِ تن عريانت قسم .اين روزها بدجور دلم تنگ است و هراس دارم از زخمهاي روحم،..... من و تو دردي مشترك داريم.... تو در تن و من در روح !
سوسن سعادت
پری نبودهام از قصه ها مرا ببرند// پرنده نیستم از گوشهی قفس بخرند/ زنم حقیقت پرتی پر از پریشانی/ پر از زنان پشیمان که تلخ و دربهدرند/ چرا به شاخهی خشک تو تکیه میدادم؟ به دستهات که امروز دستهی تبرند؟ بگو به چلچلههای چکیده بر بامت/ زنان کوچک من از شما پرندهترند /بهار فصل پرنده است، فصل زن بودن /زنان کوچک من گرچه سربریده پرند، در ارتفاع کم عشق تو نمیمانند/ از آشیانهی بیتکیهگاه میگذرند * به خواهران غریبم که هرکجای زمین/ اسیر تلخی این روزگار بیپدرند، بهار تازه! بگو سقف عشق کوتاهست بلندتر بنشینند... دورتر بپرند...
سوسن سعادت
خواستم سکوت کنم نشد! مگر می شود دخترک پر حرف درون را ساکت کرد؟ پس سخن می گویم از خودم از دلم از تو! و تقدیم به تو...