سوسن سعادت
منو معتاد و خراب جمعتون كردين؛ وقتي سرم شلوغ ميشه؛ دلمو جا ميزارمو ميرم...راستشو بگين....ماده ي مخدره اش چيه؟؟؟اين نوشتن در اين فضا..حتي كپي پيست كردنش.....حكم نفس عميق كشيدن داره....دلم با نوشتن در اين فضا نفس تازه ميكنه...دوستون دارم....
♥ tannaz ♥
اول خودمان را پیدا کنیم. نیمه ی گمشده پیشکش!
باران بهاری
سبدی هست در اندیشۀ من ، که پر از گل بدهم هدیه به تو، غافل از اینکه تو خود ناب تری، یک جهان گل بخورد غبطه به تو.
♥ tannaz ♥
نمی دانم آمده ام برایت بنویسم یا بگوییم دلم برایت تنگ شده است ؟! تنها یک چیز را می دانم اینکه : دلم تنگ است .
سوسن سعادت
این كیه كه قد آینه/ عكسشو زدن به دیوار /چقدر شبیه من نیست/ نه خدایا منم انگار /اگه این منم كه مارو /چه به این همه اشاره /با كی اشتباه گرفتی/ من نه ماهم نه ستاره /چشمتو رو آینه وا كن ، واسه ما ستاره كم نیست/ اون كه آرزو شو داری/ حتی قدر خودتم نیست/ نمیدونم خیلی از ما/ نقشمون تو قصه چی بود /اگه رو میشد دلمون ... اگه این شب شیشه ای بود /دیگه جز شب چی میتونه /سایه ی هردوی ما شه/ اگه تصویر ستاره پشت پرده این نباشه/ عینك خیال و وهم و از رو چشم قصه بردار /من همینم كه میبینی نه اون عكسای رو دیوار ...
♥ tannaz ♥
اشتباه از "من" بود... "او" با "تو" یک حرف مشترک دارد! "من" هیچگاه "تو" ی شعرهایت نمی شوم!
سوسن سعادت
من زنم /همزاد بارون /همنژاد کوه و تیشه /طعم شیرین یه آغوش/ معنی درخت و ریشه /عطر من اگه بپیچه /ذهن شعرام تازه میشه/ اگه دستامو بکارم /سبز میشم تا همیشه/ من زنم که روح عشقو /میسپره به سینه مرد /من زنم مرهم درد /دل عاشقای شبگرد/ تنم از جنس بهاره /تو شبای کهنه و سرد/ تک درخت ایستاده/ تو هجوم وحشی درد/ اما تو عمق نگاهم/ یک قبیله بی کسی هست /روی هر گوشه قلبم/ زخم بی هم نفسی هست/ من زنم/ زن زمستون /زن شعرهای پریشون/ رو تنم زخم یه غربت/ تو چشام هوای بارون / من زنم/ همزاد بارون /همنژاد کوه و تیشه /طعم شیرین یک آغوش/ معنی درخت و ریشه /عطر من اگه بپیچه /ذهن شعرام تازه میشه/ اگه دستامو بکارم /سبز میشم تا همیشه ....
♥ tannaz ♥
بی بی! ...../// دلم به تو خوش بود ... سَرَت را بینداز پایین... وگرنه ... دل ِ تو را هم میبُرند./// ... حکم ،بازی ِ عادلانه ایست... دوباره بخوان...
امیر کریمی
در «سوته دلان» علی حاتمی .... كه در پايان فيلم حبيب ظروفچي ( جمشید مشایخی ) به برادر مردهاش ( بهروز وثوقی ) ميگويد "همه عمر دير رسيديم "
امیر کریمی
«آيين چراغ خاموشي نيست». ... دلشدگان علی حاتمی
امیر کریمی
در فيلم «مادر» چندين ديالوگ بهيادماندني وجود داشت، از جمله: «شب رو بايد بيچراغ روشن كرد». ... چقدر این فیلمو دوست دارم 2 بار تو سینما و بارها از تلویزیون .... هنوز تازه تازه ست ..... خدا رحمتت کنه علی حاتمی
♥ tannaz ♥
بفرمایید ... یک فنجان خاطره .. تلخ می خورید !! یا با شکر دروغ شیرینـش کنم !...
سوسن سعادت
گرگ بيابان ...هرمان هسه رو خوندي ....... من خود «گرگ بیابان» هستم... دقیقا خود گرگ بیابان... با این تفاوت که نسبت به دیگران متنفر نیستم... وقتی وارد جمعی میشم، رابطه تازه ای شروع میشه، تنهاییم به هم میخوره، [!]ا و دندونهای گرگم رو بوضوح میبینم و میشنوم... گرگ من فقط در بیابون میتونه زندگی کنه... بدور از آدمها... بدور از شلوغی... یه گوشه ساکت و دنج... عجیبه که علاقه ای هم به شکار نداره... من همون «هاری هالر» هستم که حتی همون اتاق زیرشیروونی رو هم ازش گرفتن و مجبوره تو همون دانسینگها زندگی کنه...
mehdi
این انتهای کفرنیست اغاز تفکر است ما خدا را افریدیم یا خدا ما را
نه بخند
15 سال و 4 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبلبا هم ميخنديم..سپاسسسسسس
15 سال و 4 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبلممنون خیلی خوبه
15 سال و 4 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلاي جووووووووووووووونم...تو 1 دووونهاي...دُردونه اي.......نباشي ميميرم عزيزم....
15 سال و 4 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 50 دقيقه قبلفداي شما دوستان مهربونمممممممممم
15 سال و 4 ماه و 2 روز و 8 ساعت و 45 دقيقه قبل