♥ tannaz ♥
زندگي كردن، تلف بودن، پلا سيدن، نطفه اي را پرورش دادن براي زندگي كردن و اين تكرار تكرار است ...اگر زندگي را دوست داشتم هيچوقت موقع تولد گريه نميكردم!!!
mehdi
آه ماری جان از عشق تو چپ کردم
♥ tannaz ♥
آسان نبود ولی ، رفتم درون پیله تنهایی خودم ، شاید رها شوم از این همه دردی که می کشم. حالا؛ فضای پیله ام ، سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ. اما، من خواب دیده ام، طاقت اگر بیاورم یک روز، زخمهای عمیق روی دلم خوب می شوند ...!!!
♥ tannaz ♥
نمیخواهم نگهت دارم...تو آزادی مثل همیشه ...مثل من...مثل دیگران...اگر احساس در بند بودن میکنی ..رهایت میکنم ...شاید دوستی همان گونه که میخواهی ...خالی از احساس به ازادیت برساند...و با توقعی که از آن نا آگاهی همراهت باشد..هنوز نمیدانی که عشق اسارت نیست...نمیخواهم نگهت دارم...خواستم عاشقانه همراهت باشم....تنها تقاضایم حسی متقابل بود و چقدر نا بجا...قصد داشتم از زندان تنهایی آزادت کنم..اما تو اندیشه های نخ نمایی داری که به برای ازاد مرد بودن باید از عشق حذر کرد...برو و ازاد باش ...آزادیت مبارک
♥ tannaz ♥
با تو زیرِ بارانم چتر برای چه ؟ خيال که خيس نميشود!!!
♥ tannaz ♥
بادکنک ها همیشه از من جواب میخواستن منم همیشه بی جواب
♥ tannaz ♥
با طعنه زدن به جایی نمی رسین ! با کنایه زدن به جایی نمی رسین !با حرفای مبهم به جایی نمی رسین !صاف و پوست کنده بگین چتونه!!
امیر کریمی
زمانی جوان بودم و زندگی مسیری طولانی داشت... روزها را سوزاندم چقدر زمان سریع گذشت و من دیگر آن لحظه های تلف شده را هرگز احساس نخواهم کرد!! همه احساستم بوسیله سکوت درونی ام تحلیل رفته و سقوطی عمیق در من خوابیده... متن نوشته می شود و شکل دادن تقدیر آغاز می شود.
امیر کریمی
فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک
امیر کریمی
نه دست خط ساده ای نه عکسی / نه تلفنی نه نامه ای نه فکسی
♥ tannaz ♥
مترو ایستاد.سوار شد.عجله ای برای نشستن نداشت چون صندلی خالی زیاد بود.سر فرصت یه چند قدمی توی واگن قدم زد و یه جا انتخاب کرد و نشست.مرد جواني نشسته بود که . . . وااای باور کردنی نبود!یعنی خودش بود؟خاطرات صاعقه وار به مغز دختر برخورد می کرد.طوفانی توی ذهنش به پا شد.خود خودش بود.همونی که ادعا میکرد"من بدون تو می میرم"الان روبروش نشسته بود و اینطوری نگاهش می کرد؟توی دلش تبسمی به قصد انکار زد و فکر کرد"می بینم که هنوز زنده ای،پس دروغ می گفتی،همه ی شما پسرها همین هستید..(البته بعضياشون)