دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

حواسش تو سی سال پیش گم شده دلش زخمی حرف مردم شده

امیر کریمی
امیر کریمی

آدما هر چی هم که بگن دوسِت دارن ، وقتی به اینجاشون برسه کم میارن

امیر کریمی
ring11.jpg امیر کریمی

حلقه ها هم نماد وصلن هم نماد فصل / گذشتِ زمان ماهیتشونُ نشون میده

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

چرا از لابه‌لای اين همه چشم تنها دو چشمِ خيس من خواب معجزه می‌بينند!؟

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

حــــواست بـہ دلت باشد . . . آن را هـ ــر جایــ ـی نگــذار! ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . . بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد جـای صـــندوق پـست آنــ ــرا در سطل آشـــــغال مے اَندازند ! و تــو خوب مـیـــدانے دلے که اَلمثنے شد! دیگــــــــــــر ...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از گـفـتـــــن ” ولــی ….. در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

دکتر: پای نسخه ام بنویس “ممنوع الملاقات” ، بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد .

امیر کریمی
امیر کریمی

از نیمه یِ زندگی رد شدیم ، لباسامون رو یِه بند خشک نشد

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ ترجیح میدهم چوپان باشم همدیگر را بدرید من نی میزنم

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

کاش می اومدی حالم رو بهم بزنی خوشحالی‌ هایم ته نشین شدن !

امیر کریمی
امیر کریمی

، گرگیه که نداره

امیر کریمی
امیر کریمی

سر به هوام با تمام دقتم / هم دقتم زیاده با تمام سر به هوا بودنم

امیر کریمی
امیر کریمی

من نمی دانم که این بی خبری را ترجیح میدهم ، یا پایان انتظار را حالا به هر شکلی که باشد ، در این سه ماه ، خصوصا از وقتی جریان زندگی ما نقل محافل کاری و خانوادگیمان شد ، بیشتر از همه چیز این آزارم میداد که به نظر همه آدم دست دومی می آیم که تاریخ مصرفش تمام شده ، آدمی که دیگری را بهش ترجیح داده اند .

امیر کریمی
امیر کریمی

همکارم گروه سنیِ تشریف داره ، بهم میگه بیا امروز بریم بخریم / بهش گفتم: تورو خدا حداقل بگو لباس یا لباسِ نو ، هم سنُ سالای تو الان سینه قبرستون خوابیدن / نفهمید فقط ریسه رفت از خنده

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

دوستم امروز برای مراسم خاکسپاریِ یکی از همکاراش رفته بود بهشت زهرا ، باهاش تلفنی حرف زدم میگفت: از کجا میدونستم آخرین باره که میبینمش ؟ بهش گفتم: همه چی آخرین داره دیگه ، آخرین سلام ،آخرین خوشحالی، آخرین غم ... / بهم گفت: امیر سرطان استخوان برای یه جوون سی و چن ساله خیلی زوده انگار / تو دلم گفتم: ولی من زودتر از ایناشم دیدم خیلی زودتر

این ارسال را بازنشر کرده است.