دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

میشود را دست به دست کرد؟ رساند به دستِ صاحبش ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد.....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق، تصمیم قشنگیست، بیا عاشق شو...

امیر کریمی
امیر کریمی

وقتی سرمستم از بودن ، پیدایت نیست ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

شب در چشمان من است... به سیاهی چشم هایم نگاه کن! روز در چشمان من است... به سفیدی چشم هایم نگاه کن! شب و روز در چشمان من است... به چشم های من نگاه کن! پلک اگر فرو بندم، جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در کوی نیک نامان مارا گذر ندادند /// گر تو نمی پسندی ... تغییر ده قضا را ....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

به دیگران فرصتی دوباره بده اما نه سه باره .

امیر کریمی
امیر کریمی

به صورتم سیلی زدم سرخ نمی شود... دلش سرخی لب های تو را می خواهد ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

آرام بخش و مسکن فقط قرص و دوا نيستن ،گاهي اوقات همين نوشتن ،مسکني‌ ِ واسه خودش....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در قرون وسطی کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد… به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟کشیش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه. مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم . مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم. این شخص مارتین لوتر بود که با این حرکت، نه تنها ضربه ای به کسب و کار کلیسا زد، بلکه با پذیرش مشقات فراوان، خود را برای اینکه مردم را از گمراهی رها سازد، آماده کرد.

sahar
208851_486935541336004_1957449815_n.jpg sahar

سیگارت را پشت دست من خاموش کن... بگزار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sahar
182395_293838067375300_994594674_n.jpg sahar

قلبـــم را تــا می کــنم ، میگــذارم لابلای ِ صفــحـات ِ کــتاب ! تــا دست نخــورده بمــانـد ! برای زمانی که بازمیگردی .. راستـی ، مـوریــانـه بیـــداد میکــند !!! دیــــر نکــنی ...!

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

اينروزا بحث بين فرسايشى شده ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

پهن شو رو زمين وسط حموم ، شير آب سرد رو هم روى كم تنظيم كن ، بزار قطرات آب سرد رو سرت فرود بياد ... اينجورى كلى آرامش به دست ميارى ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

وقتى فك كنه به كسى نياز نداره ... سقوطش شروع ميشه ...