دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الينا
الينا

خدايا در اين هرزه بازار قلب ها و رنگ ها ، دل ما را نگران مهديت (عج) كن.پيشاپيش عيدتان مبارك.

امیر کریمی
securedownload (3).jpg امیر کریمی

***

امیر کریمی
securedownload (4).jpg امیر کریمی

***

امیر کریمی
securedownload (1).jpg امیر کریمی

***

امیر کریمی
امیر کریمی

ویندوز عوض کردم همه ی وبلاگارو از قصد ذخیره نکردم ... همون چن تا آدرس که تو حافظه یِ خودمه کافیه ...

امیر کریمی
securedownload (7).jpg امیر کریمی

***

امیر کریمی
securedownload (2).jpg امیر کریمی

***

امیر کریمی
securedownload (8).jpg امیر کریمی

***

امیر کریمی
امیر کریمی

از اون رابطه ی معمولی ما . چه عشقی سرگرفت تو روزگارم ...

فرزاد
فرزاد

۱ دونه دوست دارم چون یدونه ای ، دو تا دوست دارم چون دومیت وجود نداره صد تا دوست دارم چون تا صد ساله دیگه هم که بگردم ، مثل تو را پیدا نمی کنم .

فرزاد
فرزاد

در فراغت این دل من پیر شد ، بله ای گو این دلم تبخیر شد بر سرم دستی کشید آرام گفت ، باز طفلک قرصهایش دیرشد . .

فرزاد
فرزاد

فدای ناز عشقت ناز دانه / که عشقت کنج دل زد آشیانه به یاد سوزش مجنون ز لیلی / به یادت سوختم در این زمانه…

فرزاد
فرزاد

عشق یعنی گم شدن پیدا شدن ، عشق یعنی غرق در رویا شدن عشق یعنی حسرت دیدار تو ، عشق یعنی من شوم بیمار تو…

فرزاد
فرزاد

آباد تو بودم و خرابم کردی ، یک زنده که تو مرده حسابم کردی با شوق کبوترانه تا خانه تو ، هربار که آمدم جوابم کردی…

فرزاد
فرزاد

غرور من که زسختی به کوه میمانست کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟