دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

خسته نباشید ... خدانگهدارتون دوستان

فرزاد
فرزاد

آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره

فرزاد
فرزاد

چرا گریه م نمیگیره مگه قلب من از سنگه خدایا من کجا میرم؟ کجای این جاده دلتنگه

BlaCk Ho4K
1337579187383454_large.jpg BlaCk Ho4K

بعضی ها نمی کنند ! اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه ی به کمین نشسته ...!

فرزاد
فرزاد

شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم

فرزاد
فرزاد

چه روزای پر از دردی جلو عکست نشستم با بغض سردی دیگه با تنهاییهام ساختم مطمئن شدم برنمیگردی تنها زیر سقف شکسته غرق این کابوس تکراری اینجا برگ فاصله برنده شد… نساز آهنگ دلتنگی

فرزاد
فرزاد

نه از رومم / نه از زنگ همان بی رنگ بی رنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم

فرزاد
فرزاد

چه شده ست مرا که اینسان به یکباره همچون آهویی افتاده ام به دام دلتنگی؟ حس غریبی ست، آری،‌ هوای گریه دارم باز افسوس! که اشکم شده است حرام دلتنگی

فرزاد
فرزاد

این اشک های بی دلیل من باز هم تو را بهانه می کنند! می بینی چه شادمان بر سرسره گونه های من میلغزند؟! حق دارند،آخر از زندان دلتنگی من،این بار هم گریخته اند

فرزاد
فرزاد

بی حوصله ام دست خودم نیست کمی دلتنگ فردایم فردایی که تومی آیی شاید من نباشم

امیر کریمی
امیر کریمی

همکارم اومد تو اتاق گفت : مَداد داری ؟ گفتم: نه ... مِداد دارم ... گفت :

فرزاد
فرزاد

دلتنگ تر از آن که دلم را بشکانی من آمده ام یا نشود یا نتوانی من آمده ام تا که به چشم تو بدوزم چشم های شکست خورده ی رویای جوانی …

فرزاد
فرزاد

تو که می آیی پنجره ای باز می شود پرده بی رنگ دلتنگی کنار می رود آرام میان جانم خانه می کنی

فرزاد
فرزاد

دلم تنگ است دلتنگ بودن در کنارت از جام عشقت،سر کشیدن با بوسه های گرم مهرت از کنج غمها، پر کشیدن