دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

من نيستم ... فقط با ديگه كنار نميام ...

ستایش
ستایش

شبتون رویایی...

ستایش
ستایش

بودن تو، خطرناک است... تو که هستی. لطیف میشوم. نگاهم فرق میکند. زیباتر میشوم. تو که هستی انگار دنیا زیر پاهایم راه میرود.

ستایش
ستایش

قبل از اینکه عاشقم شوی... مرا خوب خوب نگاه کن، مبادا چیزی از قلم بیفتد که بعد ها به چشمت بیاید . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
ستایش
ستایش

به حباب لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت / غصه هم خواهد رفت/ آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند/ لحظه را در یابیم ، باور روز برای گذر از شب کا[!]ت

فردایی دیگر
فردایی دیگر

تو رازی و ما راز** پرده، اندکی کنار رفت و هزار راز روی زمین ریخت. رازی به اسم درخت، رازی به اسم پرنده، رازی به اسم انسان. رازی به اسم هر چه که می دانی. و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد. و آدمی این سوی پرده ماند با بهتی عظیم به نام زندگی، که هر سنگ ریزه اش به رازی آغشته بود و از هر لحظه ای رازی می چکید. در این سوی رازناک پرده، آدمیان سه دسته شدند.

ستایش
ستایش

می خوام درست کنم...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

ما گر ز سر بریده میترسیدیم در مجلس (محفل )عاشقان نمیرقصیدیم.........

فردایی دیگر
فردایی دیگر

بچه که بودم بارون اب بازی فرشته ها بود ...با خودم میگفتم وقتی بارون میباره.. فرشته های خدا تو اسمون دارن با هم اب بازی میکنن هر کدوم یه کاسه اب دستشه و رو اون یکی میپاشه او وقت آبایی که روی اون یکی فرشته نمیپاشه ,میپاشه زمین و میشه همین قطره های بارون رو گونه های تفت مسافرای زیر بارون.. بعدم میرفتم زیر بارونو دهنمو تا میخورد باز میکردم اخه ابی که از دست فرشته ها میریخت هم دیدن داشت هم خوردن ....(یاداشت های من )

ستایش
ستایش

" ریشِ شما ریشه ی مردم رو سوزونده ! " ... .... فیلم دلشکسته

ستایش
ستایش

همین جوری مادرتو ول کردی به امان خدا؟! مگه از خدا مطمئن ترم داریم؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

چقدر باید باشم تـــا تــــو باشی ...

ستایش
ستایش

شخصیت منو با بـــرخوردم اشتبـــــاه نـگیر شخصیت من چیـزیه کـه من هستم اما بـرخورد من بستـگی داره بــــه اینکـه کـی باشی…

امیر کریمی
امیر کریمی

بدون دود نمی شود بی گناه ... نام یک کتاب و یک ضرب المثل ایرانی ...

ستایش
ستایش

در باز و بسته شد... حتما باز هم باد شوخي اش گرفته... اداي آمدنت را در مي آورد...