دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خدایا, با غصه هایم آنقدر سیگار کشیدم... که دودش تا تو رسیده,... چرا سرفه نمی کنی؟!... به گمانم ... ... ...تو هم از غم تنهایی سیگار میکشی...!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بزن آهنگ غربت را /که در مجموعه هستی/ نه تنها ما خدا هم مثل ما تنهااست....

زندگی تکراری
زندگی تکراری

خانه خراب تو شدم ..... ولی تو حتی دلت نلرزید ...

sahar
farapix_com_052d50377aba33cf0e1493f7e3afa4d5_dyxx0iotf7zlqsnbiag.jpg sahar

تورا چه به فرهاد ؟ یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی ! تو همین یک وجب دیوار را بردار . . . من باورت می کنم

زندگی تکراری
زندگی تکراری

بابام داشت میرفت سفر خارج از کشور توی فرودگاه مشهد یک باجه بود که سیمکارت کشورهای دیگه رو میفروخت و جزو تبلیغاتش این بود که هم قیمت مخابرات اونجا میفروشه. گفتیم بیا اینجا بخر اونوریا دزدن و از این حرفا.... رفتیم پیش یارو میگه اینا اعتباریه و اعتبارش مثل ایران پولی نیست دقیقه ای هست تو با این خط میتونی یک ساعت با ایران حرف بزنی و از این حرفا ... خلاصه گرفتیم سیمکارتو و گذاشتیم توی گوشی و گفتیم رسیدی روشن کن و خبر بده که رسیدی .... دیشب ساعت 9 باید میرسید و خبر میداد تا امروز ساعت 8 ما مثل چی مردیم از دلشوره آخرش زنگ زده میگه این خطه هیچی اعتبار نداشته و قیمت سیمکارت بدون اعتبار اینجا یک پنجم قیمتیه که توی ایران خریدیم....

sahar
sahar

بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با آن نخ کذایی ، اسیر زمین اند ! فریب نخواهم خورد ، به من پرواز بیاموز . . .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در این دیار ســـربی ، یک استکان، هـوا نیســــــت //درد و غم و مرض هست؛ یک جرعه ی دوا نیست// مــعشوقه هـــای این شهر بر چهره، مــاسک دارند ...//احــــــــوال عــــــــاشقان نیز، چندی است روبِه راه نیست// فرهـــــــــاد آسم دارد ، خسرو ســـــــــــــیاه سرفه /هیچ آدمی به فـــــکرِ شــــیرین بینوا نیســـــت //"اطفــــــــال و ســــــالمندان" در خــــانه ها اسیرند/ ویران شود هر آنجا ، غوغـــــای بچه ها نیســــت// تـــــاوان دیـــــــدن تو ، سنگینتر از جریمه است// من زوجم و تو فردی ، این شهر جــــای ما نیست...

sahar
sahar

آدم به خدا خیانت کرد! خدا درد آفرید! غم آفرید! تنهایی آفرید! بغض آفرید! اما راضی نشد! کمی فکر کرد! و آنگاه عشق آفرید! نفس راحتی کشید! انتقامش را گرفته بود از آدم …!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دلخوش گرمای کسی نیستم // آمده ام تا تو بسوزانی ام

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

تق..توق..قرچ...قروچ..تلق...زارت.... . . . . . . . . . (قلنج دکتر شریعتی)

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است/ ادعایشان آدمیت /کلامشان انسانیت/ رفتارشان صمیمیت... ... حال..... ... ... من دنبال یکی میگردم که نه آدم باشد... ... نه انسان... نه دوست و رفیق صمیمی /تنها صاف باشد و صادق/ پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن... هیچ نگوید... فقط همان باشد که سایه اش میگوید صاف و یکرنگ!!!! ومن یافته ام اورا....

sahar
sahar

حالا که آمده ای ، چترت را ببند در ایوان این خانه(#دنبالر) جز مهربانی نمی بارد . . .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

کجایی کبری جان؟ هنوز زنده ای؟ ازدواج کرده ای؟ به بچه هایت یاد دادی کتاب را زیر درخت رها نکنند؟ بیا کبری جان! بیا و کتاب های دبستانی امروز را ببین بیا و ببین خبری از تصمیم کبری نیست بیا و ببین که بچه های امروز دیگر نیازی ندارند کتاب هایشان را سالم و تمیز نگاه دارند تا سالهای بعد برادران و خواهران دیگر از آنها استفاده کنند بیا و ببین خواهر برادری وجود ندارد که بعدا از کتاب ها استفاده کند اینجا همه تک فرزند شده اند کبری جان بیا و ببین که دیگر خانه ای نمانده که حیاط داشته باشد و باغچه و درختی بیا کبری جان بیا تا با هم به یاد تصمیم آن روزهایت گریه کنیم....!

sahar
sahar

تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام ، پیاده ، این تو و این پینه های پای من ، حالا بگو در این تراکم تنهایی ، مهمان بی چراغ نمی خواهی??

sahar
sahar

دیوانه اولی: کی اومدی؟ دیوانه دومی: پس فردا دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم !