دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید کمال
سید کمال

امروز که ایینه جوابش سنگ است درذهن زمانه عشق هم بی رنگ است هرکس که نداند توخودت می دانی آری به خدا دلم برایت تنگ است

میترا
میترا

کـــــــــلاغ جان ! قــــــــــــصه مـــــــن به سر رسید. . . ســــوار شــو ، تـو را هم تا خانه ات می رسانم . . . !!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

@میترا خستگي را تو به خاطر مسپار.... ، كه افق نزديك است و خدايي بيدار ... كه تو را مي بيند و به عشقت همه ي حادثه ها را آنچنان مي چيند كه به يادش باشي

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال

دلتنگی یعنی : شماره ات را پاک کرده ام , هر شماره غریبی به شوق اینکه تویی خوشحالم می کند

سید کمال
سید کمال

می دونی رفتـن تـــــو تـــوی تـقــدیر مـنـــــه گریه هـای بـی صـــدا سهـم فـردای مــنـــــه می دونی اشکای من مـث بـارون مـی بــارن آخـه تـو کـه نـبــاشـی دیـگـه مـــانــع نـــدارن

سید کمال
سید کمال

اگراز پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، بهخاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هست که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دیدی

سید کمال
سید کمال

سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد . . .

میترا
میترا

به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه . . .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟ به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟ مگه کيه؟ مگه واسم چيکار کرده؟ ... مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟ ... ... اصلاً من که خيلي از اون بهترم.... بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟ يهو، يه چيزي يادت مياد.... يه چيز ِ خيلي کوچيک.... يه خاطره.... يه حرف.... يه لبخند.... يه نگاه.... و بعد.... همين.... همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که نمي توني فراموشش کنی...

سید کمال
سید کمال

لعنتـــــي بگــــــــذار...توی همیــن یـکـــــــــ جملــه... دوبـــاره عاشق هم باشیـــم.....! مــن نامـت را صـــــــــــــــدا مــی کـنـــم...! تـــو بـگـــو: جــــــــــــــــــــــــ انــم

سید کمال
i152521_salvador-dali-person-at-t50969.jpg سید کمال

درد دارد وقتی چیزی را کسر می کنی که با وجودت جمع زده بودی...

سید کمال
سید کمال

حقیقت دارد کافی ست چمدان هایت را ببندی تا حاضر شوند همه برای از یاد بردنت آنکه بیشتر دوستت می دارد زودتر من از چمدان های خالی می ترسم ....هنوز

♥  tannaz  ♥
317012_279251498783442_254654721243120_792656_1183223578_n.jpg ♥ tannaz ♥

دست هایم را دایره وار دورت حلقه می کنم عزیزکم! مبادا فکر کنی "داستان ِ اسارت" است. این حکایت را به "مراقبت" تعبیرش کن ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

آمدنت نزدیک است !-- مثل باران می ایی ! کافی است خــــــــــدا بخواهد ...

سید کمال
normal_Avazak_ir-Girl23.jpg سید کمال

نوای دل نواز نی نیز همراه بود بشنو از نی چون حکایت می کند از جدا ییها شکایت می کند دل دریاییش عاشق باران بود و این دنباله ی عشقی بود که به آفتاب داشت برگ زردی همراه بود او تنها بود سکوت در عمق قلبش بینا بود