هذيان با آيينه
. . . . . .وتو يك عمر فكر مي كني تكيه گاهي مطمعن داري . . . واي از روزي كه تكيه ميدهي و پشتت خاليست . . . واي از عمق زخمي كه ايجاد مي شود
هذيان با آيينه
هميشه قبل از آنكه به عاشقي كسي شك كني نگاهي به نوع جنس و ظرفيت ظرف عاشقي اش بينداز
هذيان با آيينه
كاش ميدانستي زندگي مشترك سود جويي و مقابل به مثل نيست كاش ميدانستي زندگي مشترك بازار تبادل پاياپاي نيست گاهي بايد بخشيد گاهي بايد ناديده گرفت
هذيان با آيينه
كاش اينقدر كه در حفظ مالكيت ها و اتكا به كاغذ پاره ها داري يك كم به آنچه بايد باشي مي انديشيدي
هذيان با آيينه
ساكت آرم تر برو . . تازه دلم را با دروغ هايت خواب كرده ام
هذيان با آيينه
درسته كه گناه تو سكوت بود اما من گناه هم بيشتر است كاش حرفهايت دلم را نمي لرزاند كاش اينقدر زود رازقلبم را نمي گفتم كاش كمي چشمانم خواب الود خوشبختي نبود