دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

کاش ارايشگاه ها نداشتن...خيلي رو اعصابه وقتي نوبت شماس ............يکي بياد بشينه اونجا يه بند زير چششي تو رو نگاه کنه!! تو ميشي مدلش....هر وقت هم نگاهش کن اخم کني..بازم از رو نره... ديگه اخرشه....به خاطر همينه که در طول سال به تعداد دست به نميرم....

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘

با امادگی قبلی میایم ...#دلنوشت...حرف هایه دل رو بزنیم...#کپی-پیست ریختن توش پرش کردن....خداااااااااااااااااااااااااااا

بابک...
بابک...

ای دوست! این ابر را از دوش من بردار بارانی‌ام بسیار....

بابک...
بابک...

هر رابطه ای ؛ به هر دلیلی برایت تمام شد ! پی اش را دیگر نگیر هیچ شوک مصنوعی ! آدمها و رابطه های مرده را زنده نمی کند . . .

بابک...
بابک...

زندگی ... کجای این خیابان منتظر من است که از هیچ کوچه ای به آن نمی رسم؟!

بابک...
بابک...

آسمان ! باراني ات را بپوش امروز ابري ام ..........

بابک...
بابک...

رفتم درون پیله تنهایی خودم ، شاید (رها) شوم حالا؛ ...فضای پیله ام ، سرد است و ساکت . خاکستری و تنگ. اما، من خواب دیده ام، طاقت اگر بیاورم، یک روز عاقبت ، زخم عمیق قلب من هم خوب می شود ...!!

بابک...
بابک...

قطارها بیهوده میپرسند:« چی؟ چی؟ » در انتهای ریلها، هیچ کس و هیچ چیز، در انتظارشان نیست . ...

بابک...
بابک...

تمام برگ هاي دفترم تمام شد قلمم به پايان رسيد دستم سست شد چه سرمشقي دادي به من ...؟ هنوز هم مي نويسم : " دل دادن خطاست "

بابک...
بابک...

مات شدم از رفتنت !! هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود این وسط فقط یک دل بود که دیگر نیست ...

بابک...
بابک...

تو، شوخی زیبایی بودی که خداوند با من کرد! زیبا بود امّا شوخی بود! ... حالا. . . اما تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است ! من، تاوان اشتباه خود را پس می دهم. . .! تمام این تنهایی تاوان «جدّی گرفتن آن شوخی» است!

«shayan»
«shayan»

چه بر سرعشق امد؟؟؟که از افسانه ها.................رسید به صفحه حوادث روزنامه ها.......!!!

...Ali
...Ali
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

ﻗﻠﺒﻢ ...ﻣﯿﺘﭙﺪ .....ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ....

memol
memol

من عاشقم،عاشق قطره ای عشق

...Ali
...Ali
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

ﺣﺠﻢ ﺳﺒﺰ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ .......ﺩﺍﺭﺩ ﺭﯾﺸﻪ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ......