+zahra
چشمان قهوه ای ات بی شیر و شکر هم نوشیدنیست(((:
ندا.ش
آدم ها لالت می کنند ؛ بعد هی می پرسند : چرا حرف نمی زنی ؟ این خنده دار ترین نمایشنامه ی دنیاست !!
+zahra
ای کــاش آدمــا همانقدر که از ارتــفاع ميترسيدند ، کمی هم از پســتی هراس داشتند)):
+zahra
من اسير واژه محبتــــــــــــــــــــــم خالي ازكينه وهر حسادتــــــــــــــــــم عاشق دستهاي با رفاقتـــــــــــــــــــــم زندگي اينجوري داده عادتـــــــــــــــــــــم.
وحید (آقای خاص)
ابر کبود من تویی بود و نبود من تویی مهر سجود من تویی وای به روزگار من
هانیه
سلام هموطن,! اینجا اذربایجان است, سر ایران.. یک عمر جک گفتی سکوت کردم,خر گفتی حرفی نزدم بیگانه حمله کرد بابک را دادم,جنگ شد باکری ها را دادم.. رضا زاده و دایی و ساعی شادی را بهخانه هایتان اوردند ولی باز گفتی و گفتی گفتی.. هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری! خانه ام ویران شده,پدر و مادر و خواهروبرادرم زیر اوارند.. کمکم کن...کمکم کن * * براي صدا و سيما متأسفم براي خودم كه اينجا و بين اين مغزهاي نخودي هستم بيشتر متأسفم حالا هي از بشار اسد و سوريه بگيد نسل قهرمانان آينده زير خاك نفس هاي آخر را ميكشند
همشاد
سبحانک يا لا اله الا انت،الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب.خدایا امشب زیباترین سرنوشت را برای عزیزی که این نوشته را میخواند مقدر كن. خدايا بهترین روزگاران را برایش رقم بزن و او را در تمامی لحظات دریاب، مبادا خسته ، بیمار، افتاده و یا غمگین شود. دلش را سرشار از شادی کن و آنچه را كه به بهترین بندگانت عطا میکنی به اونيز عطا کن-التماس دعا.
memol
انقدر بدم میاد از آدم های که دو رو هستند!نمک میخورند نمکدون میشکند!عشق و حالشون با ماست،خوبی هاشون برای یکی دیگست.
شــِــیـــــدآ
آهای زمونه..... آهای زمونه........ آهای زمونه این گردونتو كی داره میچرخونه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! از این جا به بعد*** كی می دونه ***كه چی سرنوشتمونه؟ (شبِ قدر_شبِ رسیدن به خودم از خدا_شبِ اضطرابِ رقم خوردن تقدیر...)(حالم عجیبه)