دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

اذانِ مارو دارن میگن:من میرم که قامت ببندم به قیامتی که در دلـــــــــــم به پا میکنه وقتی صبورانه سکوت میکنه در برابرِ حجمِ بیتوجهی هام!!!!(عفوالله/میداند که هرکجا که باشم راهی بسویش برای سجده عشق پیدا خواهم کرد)

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

ـــــــــــــــ میدونی که لَج کردم واین کارو خوب بلدم ...ـــــــــــــ

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

مسجد میخونه دعایِ سحر رو:اللهم انی ....اللهم انی.....اللهم انی........واللهم انی»»من به خودم بد کــــــــــــردم....منو ببخش که تو قوی هستی ومن ضعیف!!!(حالم خوبه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

ـــــــــ به نگاهت مأنـــــــــــوسم نه مأیـــــــــــــوس ــــــــــــ(حالم خوبه)

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

خوابم خیـــــــــــلی کم شده.....نه اینکه خوابم بیادو نخوابم....خوابـــــــــــــــــــم نمیبره!!!!!!!

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

ــــــــــــچقد صدایِ سه تار آرومـــــــــــــم میکنه ـــــــــــــــــ

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

گاهــــــــی وقتا دلــــــــم عجیب میگیره از دستِ خودم که صبورو کلــــــــــــه شقَممعتقد بودم هرچیزی اگه قدرتِ خراب شدن داره...قدرتِ آبادشدنم داره...هرجا میدیدم خرابی دیدم هرجادیدم چـــــــراغی بی فُروغه..میساختمش ازنو....وازاینکه به یه چیزی زندگی میبخشیدم یه حسِ خوبی میداشتم......اما الان حس میکنم:گاهی وقتا باید خـــــراب شد..ومن الان اینقدر خسته ام واینقدر پشت هم بدآوردم که دلم فقط یه سَفَر میخواد....که شایدازنوبرای بودنم حسی تازه بسازه..حسی ازجنسِ آرامشی پس از طوفان حسی ازجنسِِ روزِ آبادیِ من....»»»»حتی اگر به پای‌داریِ یک سپیدارِ صدساله‌ی بلند باشی طوفان که بیاید٬ از ریشه می‌کَنَدَت... می‌بَرَدَت... می‌شورَدَت. مجالت نمی‌دهد که ببینی می‌مانی یا می‌روی!

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

امروز 2ساعت قبل اذان رفتـــــــــــتیم بیرون قــــــــــدم زدیم....نمیدونم چرا امـــــــا حالم اصلن هوا نخورد انگــــــــــــار هوایِ شهر مسموم بود...خیابانو آدما ودنیااااا همچی منو فقط ازآینــــــــده ترسوند....دلم میخواست وسطِ خیابون پناه بگیرم از بس احساسِ خوبی نداشتم......فقط پاهام خسته ترشد.........جلویه مغازه که سازو اینا میفروخت وایسادم..مامانو صداکردم....اصلا نشنید...وایسادم نِگــــــــاش کردم...همینطور دور میشدومنم همینطور نگــــــاش میکردماصلا متوجه نشد که کنارش نیستم...که من توقف کردم....اصلا یعنی اصلا.....خیلی دورشد....یهو برگشت سرویس قابلمــــــه ببینه دید من نیستم.....همینطور داشتم نیگاش میکردم.....من ودید...اومد سمتم....من اینجوری شدمیعنــــــــــــی تا این حد آدما با همنوتنـــــــــــــها.......!!!!!(من_ساز_مامان_قابلمه)

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

چقـــــــــد دلم سَفَر میخوادهرچی دورتر بهــــــــتر.......(خیلی خسته م وکارهای ناتموم زیاد دارم)...دلم فرصتِ زندگی کردن میخواد نه فقط زنــــــده مانی کردن....دچار روزمرِگی یا شایدم روز-مرگی شـــــــــــــــدم......

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

ـــــــ من هنو شبیه بچــــــــه هام:لج میکنم/قهرمیکنم/نازک نارنجی ام/ولی زودی با یه نگــــــــاهت که میخندی دوباره بهت خیره میشم....از همون لبخندا که میدونی خوشم میومد(همون لبخندات با چشمای مرموزوقلبِ بی ریات)......{هیچوقت عاشقِ خوبی برایت نبوده ام چون»»دوست دااشتنِ تو جرات میخواهد!!!}....میدونم امـــــــا من دنیامو دوس دارم ...من همیـــــــــــــنم....یه دیوووونه عجیب غریب !!!!ــــــــــــــــ

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

یکی تو دلِ کوچـــــــــــولوم....ســـــه تار.....میزنــــــــــــــــــــه!!!!!ومن ب ی ت ا ب میشوم!!!

دیـــــویــــــد
دیـــــویــــــد

همـــیشه همه جا پایه بالا ها فخــــر فروشندن دنبالــــر هم استثنا نیست

شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

امروز از مامان خانوم پرسیدم:من وقتی بچه بودم اصلن ذوق میکردم واسه چیزی؟؟؟؟؟؟مثه این داداش کوچولوم این شکلیه.....برگشت گفت:خیلی ساکتو گوشه گیر بودیفقط وقتی مهمــــــــون میومد یذره ذوق مرگ میشدی وبس!!!!!میگفت از صبح تا شب داشتی بچتو( عروسکتو )خواب میکردی

❤。 ツ  Poyan
❤。 ツ Poyan

ماگذشتیم وگذشت آنچه توکردی باما توبمان با دگران وای به حال دگران

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rayhane
Rayhane
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

همه از خداییم، بسوی خدا برویم ...