طآها
چه فرقی می کند پائیز یا بهارـوقتی آنها باشند و تو نباشی
چه تفاوتی دارد شنبه و جمعه وقتی هفت روز هفته به انتظار برود؟
مهم این است که لحظه ها می روند و تو نمی آیی؟...
✘ farHad ✘
آنقدر دلم را شکسته اند که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است...چندیست که تابلو زده ام:کارگران مشغول کارند آهسته برانید..
طآها
خوشحالم ناراحت مینویسم! خوشحالم آبجی دارم { خودش میدونه کیه } که میتونم باهاش درد دل کنم ... خوشحالم
طآها
خوشحالم ناراحت مینویسم! خوشحالم دوستی دارم که وقتی دستام یخ میکنه محکم بین انگشتانش میگیره و بغلم میکنه که گرم بشم.... خوشحالم دوستی رو دارم که هر بار اخلاقم تند میشه نمیتونه راحت بخوابه و همیشه خودش رو مقصر میدونه..... خوشحالم دوستی دارم که وقتی نوشته هام رو همه ساعت 12 میزارم شاکی میشه و بهم تذکر میده که سیاه کردن دفتر چه فایده ؟!...
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدايا... پناهم ده خداوندا ! مگه نه اینکه منم چون تو تنــــــــــهام پس منو دریاب و به سوی خودت بارگردون ، دستاي مهربونتو را باز كن که سخت نیازمند آرامش آغوشتم....
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدايا... من از ماندن من از رفتن من از خودم حتي می ترسم
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدايا... من ازمرگ محبت، من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیک می ترسم.
طآها
خوشحالم ناراحت مینویسم! خوشحالم پدری دارم که هنوز وقتی میخندم و شیطنت میکنم هیجان تمام بدنشون رو میگیره و چشماشون برق میزنه... خوشحالم خواهری دارم که وقتی دیر میکنم با چشماش بهم میفهمونه که هرزگی کار خوبی نیست .... خوشحالم داداشی ای دارم که بدور از موقعیت اجتماعیش وقتی باهام حرف میزنه آروم میشه ......
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدايا... من از احساس بیهوده بودن، من از چون حبابِ آب بودن، من از ماندن چون مرداب می ترسم.
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدايا... من از دوستان بی مقدار، من از همرهان بی احساس، من از نارفیقی های این دنیا می ترسم..
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدايا.. من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی سرمای زمستان، من از تنهایی و دنیای بی تو می ترسم.
♣.ĻĕÿĹã.✿
خدایا... احساس می کنم زودعادت می کنم و گاهی به اشتباه اسم آنرا دوست داشتن می ذارم