Galaxy
بیشتر ادعاهایی که در رابطه با سال 2012 شده است متکی بر افکار واهی و پوچ، حماقت و ماجراجویی، عدم آشنایی کافی با نجوم و تفکر پارانوئید است.
Galaxy
عده دیگری بر روی وب، درباره همترازی فرضی خورشید انقلاب-زمستانی و مرکز کهکشان راه شیری گیج شده اند، به گونه ای که اظهار داشته اند هم اکنون خورشید در حال سقوط به سمت مرکز کهکشان بوده و زمین را نیز به دنبال خود می کشد. و نتیجه پیش بینی شده آنها از این اتفاق ؟ محور قطبی کره زمین تغییر خواهد کرد.▲.......
Galaxy
به طور خاص، موضوعات مختلفی از تفکر غیرمنطقی پیرامون شبح اینترنتی به نام "سیاره مخفی نیبیرو" ساخته شده است. تفکراتی که سیاره "نیبیرو" را مانند توپ بولینگ و زمین را به مانند پین بولینگ تشبیه نموده است. اما در واقع چنین سیاره ای اصلاً وجود ندارد. اگرچه اغلب با "اریس" (سیاره کوتوله ای که بدون خطر و امن و در فاصله ای دورتر از پلوتو به دور خورشید در حال گردش است ) یکسان فرض می شود. با اینحال، برخی اصرار می ورزند که توطئه ای از طرف ناسا در جریان است و سیاره نیبیرو در حال نزدیک شدن به زمین است، به طوری که همین الان نیز در روز روشن از نیمکره جنوبی دیده می شود. همچنین قرار بود که تا اواخر ماه می، در نیمکره شمالی نیز قابل رویت باشد، اما مانند یک تاریخ کور و بی ثبات، هوادارانش را در انتظار گذاشته است.▲........
Galaxy
برخی طرفداران فاجعه 2012 می گویند آنچه که در واقع باعث انهدام و نابودی جهان می گردد یک همترازی سیاره ای می باشد (قرار گرفتن همه سیارات در یک مسیر) . هیچ همترازیه سیاره ای در نقطه انقلاب زمستانی سال 2012 وجود نخواهد داشت. با این وجود طرفداران پایان دنیا این همترازی تخیلی را به پیش بینی های نجومی یا ادعاهای بی اساسی در رابطه با واژگونی میدان مغناطیسی زمین و طوفان های خورشیدی بی سابقه مرتبط می سازند. بسیاری از پست ها و اظهارنظرهای اینترنتی و شنوندگان رادیویی نیز چنین موضوعات و مقالاتی را شرح داده و مطرح می نمایند▲.......
Galaxy
اینکه خورشید انقلاب-زمستانی به واقع هرگز باعث رویداد "گرفتگی" نسبت به مرکز واقعی کهکشان نمی شود را می توان نوعی اطلاعات ضمنی دانست. علاوه بر این، خورشید انقلاب-زمستانی در 200 سال آینده، حتی از آن نزدیکی ها هم عبور نخواهد کرد. براستی خود اقوام مایا درباره پایان زمان چه تصوری داشتند؟ هیچ مدرکی دال بر اینکه آنها تقویم و پایان عمر جهان را به شکل تعالی معنوی و یا به شکل فاجعه ای ناگهانی در 21 دسامبر 2012 دیده باشند، وجود ندارد. باید بدانید که برخی از متون بسیار قدیمی مایا به وقایع و تاریخ هایی اشاره دارد که بسیار جلوتر از باکتون شماره 13 بوده و حتی به پیکتون بعدی و فراتر از آن نیز رفته است. برای مثال در کتیبه ای که در قرن هفتم میلادی به دستور "پاکال" پادشاه پالنکه نوشته شد، پیش بینی شده در 15 اکتبر سال 4772 مجلس جشنی به مناسبت سالگرد سلطنت او برگزار خواهد گردید. ▲........
Galaxy
در واقع، علم اخترشناسی نمی تواند به چنین "هم ترازی کهکشانی" حتی در محدوده یکسال اشاره دقیقی داشته باشد، چه برسد به پیشبینی آن در یک روز خاص. همترازی بستگی دارد به تعریف مدرن 'نسبتاً قراردادی'از خط استوای کهکشانی و/یا سیمای ظاهریه کهکشان راه شیری. در حالی که هیچ تعریف دقیقی از لبه های کهکشان راه شیری وجود ندارد. / آنها بسیار مبهم بوده و وابسته به وضوح دید شما می باشند./ (اگرچه جنکینز ادعا می کند که او شخصاً لبه های راه شیری را با مشاهده آنها ازارتفاع 11هزار پایی، بسیار بالاتر از هر نقطه زندگی مایا، تعیین نموده است. ) بنابراین تعیین موقعیت دقیق خط محور کهکشانی آن هم به شیوه بصری کاری کاملاً بیهوده و بی معنیست.؛جنکینز اعتراف کرد که خورشید انقلاب-زمستانی در واقع می تواند در هر زمانی بین سال های 1980 تا 2016 از مرکز راه شیری عبور کند. در جای دیگری او این منطقه عبور را به یک دوره 900ساله بسط داد و همچنین پذیرفت همترازی 21 دسامبر 2012 غیردقیق، و پیش بینی چنین پدیده ای خودسرانه و تقریبی بوده است. نجوم واقعی بین تاریخ پایان باکتون سیزدهم و یک همترازی کهکشانی هیچ تطابقی را تایید نمی کند.▲..
Galaxy
به سال 1995 می رویم. دراین سال "جان میجر جنکینز" مقالات و ایده هایی که تا بدین روز در رابطه با 2012 ارائه شده بود را گردآوردی و در مجموعه ای به نام "Maya Cosmogenesis 2012" ارائه داد. بنا به گفته جنکینز، نقطه انقلاب زمستانی و محور تقارن کهکشان در روز 21 دسامبر 2012 دقیقاً در یک راستا قرار خواهند گرفت. از این رو او چنین استدلال می کند که این عامل مایا را برانگیخت تا تقویم را به گونه ای تعبیه نماید که در این تاریخ به پایان برسد. جنکینز نتیجه گیری می کند که این روز "یک تحول عظیم و فرصت فوق العاده ای برای رشد معنوی، و گذر جهان به عصری جدید است."▲.........
Galaxy
اگر این ماجرا کمی آشنا به نظر می رسد، حق با شماست. در 1987 آرگوییلز و هوادارانش با هیاهو و نمایشی جهانی، پیش بینی کردند که بر اساس نوشته های مایا، در تاریخ 16-17 آگوست همان سال یک "همگرایی هارمونیک کهکشانی" نیز روی خواهد داد. این رویداد تبدیل به پدیده ای جهانی شد در حالی که هزاران نفر در نقاط مشخص شده ای از زمین گرده هم آمده تا تشکیل یک "باطری مشترک بیو-الکترومغناطیسی یکپارچه و هماهنگ " دهند. متاسفانه، این روز بدون هیچ واقعه خاصی و تنها با مقالات رنگارنگ روزنامه ها و طنز دونزبری (دونزبری شخصیتی بود که توضیح می دهد همترازی می تواند باعث ایجاد "توده وحدت الهی " و یا شاید "نابودی هسته ای" گردد ) به پایان رسید.▲.......
Galaxy
اما علاقه و توجهات گسترده تر به 2012 در واقع در آغاز سال 1987 بود. "فاکتورهای مایا : مسیری فراتر از تکنولوژی" عنوان نوشته ای بود از آثار خوزه آرگوییلز(هنرمند، شاعر و مورخ نظریات الهام گرایانه ). او در کتابش دوره باکتون سیزدهم را با پرتویی نامحسوس از مرکز کهکشان راه شیری ارتباط داد. براساس نوشته های آرگوییلز، مایا می دانست ما چه زمانی وارد این پرتوی کهکشانی نامحسوس می شویم و چه زمانی آنرا ترک خواهیم نمود. بنابراین مجموعه سیزده باکتون نمایانگر چرخه عبور ما از این پرتو بود، به گونه ای که پایان باکتون سیزدهم نشانه ای از عبور کامل ما از این پرتو کهکشانی نامحسوس خواهد بود. پرتویی که آرگوییلز در مورد آن ادعا داشت، در واقع مانند "رشته های نامرئی کهکشانی " بودند که همه عناصر زندگی، انسان ها، سیاره زمین، خورشید و مرکز کهکشان را به یکدیگر پیوند داده اند. البته نه سنت مایا، و نه اخترشناسی مدرن، هیچیک این باور و وجود چنین پرتوی کهکشانی را تایید نمی کنند. در واقع این نظریه ریشه در باورها و فلسفه های شخصی آرگوییلز دارد که بر " اصل رزونانس هارمونیک " تاکیید داشت. ▲.........
Galaxy
واترز همچنین در مورد برخی محاسبات زمانی اشتباه بزرگی کرده بود. او چنین اظهار داشت: " پایان سیکل بزرگ در 24 دسامبر سال 2011 خواهد بود. زمانی که جهان با زمین لرزه های فاجعه بار نابود خواهد گشت..." پیش بینی روز دقیق پایان جهان به کنار، بر اساس محاسبات واترز، پایان جهان سال گذشته بوده است، و یا به بیانی دیگر، دنیا پیش از این برای ما به پایان رسیده است!!!!! ▲........
Galaxy
اگر بخواهیم نگاهی منصفانه به ماجرا بیاندازیم، تا همین اواخر، در واقع هیچکس توجه چندانی به پایان باکتون سیزدهم نداشت. در 1975 فرانک واترز، یک نویسنده داستان های عاشقانه و سوداگرانه، در کتابش به نام " جذبه و شهرت معنوی مکزیک" بخش کوچکی را به این موضوع اختصاص داد. او پایان دوره زمانی باکتون سیزدهم را به عنوان "سیکل بزرگ مایا" معرفی نمود و با کمی اغراق آن را یک دوره 5200 ساله خواند. او 5 چرخه زمانی اینچنینی را معادل با 5 دوره افسانه ای جهان دانست که هر دوره با نابودی جهان به پایان می رسد و در تولدی دوباره، دوره ای جدید آغاز می گردد. البته هیچ تضمین و مدرکی دال بر اینکه سنن و عقاید مایا در پشت این نظریه باشد وجود ندارد.ادامه دارد........
Galaxy
اکثرفواصل تقویم مایا از مجموع تکرارهای عدد 20 بدست می آید. در تقویم مایا، یک بازه زمانی 7200 روزه، (360x20=7200 ) با عنوان کاتون (katun) شناخته می شود. همچنین پس از گذشت 20 کاتون یک باکتون (baktun) کامل می شود (20 x 7200 = 144000روز). برخی از کتیبه های باستانی گذشت 13 باکتون را یک نقطه عطف و مرحله مهمی از آغاز مجدد زندگی می دانند ( این در واقع روز 21 دسامبر 2012 وهمان نقطه صفر شدن مجدد تقویم است ) در حالی که دیگر نوشته ها دلالت بر ادامه حرکت عادی تقویم می کنند. به عنوان مثال پس از گذشت 20 باکتون یک پیکتون (pictun) کامل می شود.
Galaxy
با برسی و تحلیل متون تاریخی و کتیبه های باستانی، دانشمندان موفق به شناسایی و رمزگشایی سیستم عملکرد تقویم مایا گشته و به این موضوع پی برده اند که ارتبط دقیقی بین تاریخ گذاری های انجام شده در تقویم مایا و تقویم های امروزی مورد استفاده ما وجود دارد. درست همانطور که در تقویم ما شمارش سالها از یک واقعه تاریخی-فرهنگی قابل توجه آغاز شده (سال تولد احتمالی عیسی مسیح در تقویم میلادی)، شمارش تقویم مایاها نیز از یک رویداد بامعنی کیهانی ومذهبی در آیین آنها آغاز گشته است : " تاریخ خلقت دنیای نوین امروزی". و عددی که نمایشگر زمان فعلی بر اساس تقویم مایا است در واقع یک تاریخ با شمارندگان طولانی است که از این لحضه اسطوره ای نخستین، شمارش گشته است. اکثر کارشناسان بر این باورند که نقطه شروع تقویم مایا مربوط به 11 آگوست 3114 پیش از میلاد مسیح می باشد.ادامه دارد............
Galaxy
به موضوع اصلی برگردیم تقویم مایا دقیقاً چه چیزی را نشان می دهد؟ در 21 دسامبر 2012، تقویم تصویری را معادل با رشته ای از صفرها نمایش می دهد. در واقع می توانید آنرا مانند کیلومترشمار اتوموبیل خود تصور نمایید که پس از یک چرخش کامل، تمام اعداد به صفر برمی گردند. از لحاظ تئوری این چیزی شبیه به نزدیک شدن به یک هزاره می باشد. با این حال در سیستم محاسباتی تقویم مایا، این موضوع به معنی پایان یافتن یک دوره 1000 ساله نیست. بلکه این پایان باکتون شماره 13 (Baktun 13) است. تقویم مایا بر پایه چندین سیکل زمانی پیاده سازی شده بود و باکتون یکی از آنها بود. یک باکتون معادل با 144000 روز است. کمی بیشتر از 394 سال.ادامه دارد...........
Galaxy
ریچارد لندز، مورخ دانشگاه بوستون و مدیر مرکز تحقیقاتی هزاره در این رابطه می گوید: در طول تاریخ و با گذشت زمان، جنبش های "پایان دنیا" بخش بسیار عظیمی از معتقدان و هواداران خود را از دست داده اند، اما با این حال مردم مشتاق به پایان جهان غیر قابل انکار می باشند، و البته این بار متفاوت با همیشه.ادامه دارد.............
لوبیا تنها اشکال زمینی می شود در این تصویر دیدنی و جذاب با وضوح بالا از تلسکوپ فضایی هابل NASA / ESA در یافت کرد نیست. در بالا سمت چپ شکوفه قرمز از سحابی LHA 120-N 11A است. گل سرخ ، گلبرگ از گاز و گرد و غبار از درون، به لطف تابش از ستاره های داغ عظیم در مرکز آن روشن شده است.
13 سال و 3 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 17 دقيقه قبلخوشه های ستاره ای دیگر در N11 فراوانند، از جمله NGC 1761 در پایین تصویر، که یک گروه از ستاره های جوان داغ عظیم میرسند، با گرفتاری تمام مشغول ریختن اشعه ماوراء بنفش به فضا هستند
13 سال و 3 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبلابرهای گاز و خوشه های ستاره ای در کهکشان همسایه ما، ابر ماژلانی بزرگ. ستاره پر انرژی یکی از فعال ترین در جهان نزدیک به ما است مطالعه این مهد کودک ستاره ای به ستاره شناسان کمک می کند درک بسیار بیشتری در مورد چگونگی تولد ستاره ها می شوند، اعتباری این کهکشان ها با توجه به اروپایی بودنشان که معمولا به کاشف پرتغالی فرناندود ماژلان و خدمه اش، که آن را در 1519 سفر دریا مشاهده کرده بودن بر میگردد . با این حال، ستاره شناس ایرانی عبد الرحمان صوفی و ایتالیایی اکسپلورر آمریکو وسپوچی ثبت ابر ماژلانی بزرگ در سال 964 و 1503 به دست آورد بودن .
13 سال و 3 ماه و 19 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل