...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
matin
جان غمگین،تن سوزان،دل شیدا دارم / آنچه شایسته عشق است مهیا دارم سوزدل،خون جگر،آتش غم،درد فراق / چه بلاها که زعشقت من تنها دارم ............
آیینه ی خیال
و رفتی و خورشید را هم بردی.......... و من در این کوچه های تنگ و تاریک سرگردانم.......... و منتظر....... برگی از زندگی ام را ورق میزنم .........امروز به پایان دفترم نزدیکم...............
matin
تنهایی دردناک است ، اما در سکوت و تنهایی است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد ...............
آیینه ی خیال
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی............. صدای قدمهایت را می شنوم................ اما تو نیستی.............. فقط صدايی مبهم............ قول داده بودی برایم سیب بیاوری.............. سیب سرخ خورشید........... سيب سرخ اميد يادت هست؟؟؟.
آیینه ی خیال
ياسها هم مثل من خسته اند……….. از خزان و سرما ...........گرمی مهر تو را ميخواهند.......... غنچه های باغ هم دیگر بهانه ميگيرند............
آیینه ی خیال
امروز هم میگذرد ................ با مرور خاطرات ديروز............ با غم نبودنت...............و سکوتی سنگين......... و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط ميروم ...........فقط ميدوم ..........
ßάßάk яєzάiє
ای كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای كاش كودك بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه تو، همه چیز را فراموش می كردم
matin
" خیاط خوبی ست خدا اما دل مرا، به عمد یا سهو،نمی دانم!!... شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد... "
ßάßάk яєzάiє
درزندگی ثروت حقیقی مهربانی است وبینوایی حقیقی خودخواهی
ßάßάk яєzάiє
عزت مرددربی نیازی اوازمردم است
ßάßάk яєzάiє
هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که قبلا" داشته ایم وحالاداریم
ßάßάk яєzάiє
ادب خرجی نداردولی همه چیزراخریداری می کند
ßάßάk яєzάiє
حکمت درختی است که ریشه ی آن درقلب است ومیوه ی آن درزبان
ßάßάk яєzάiє
تندرستی بزرگترین نعمت وخرسندی بزرگترین ثروت است