...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
چه مي شد ...........که مرزي نبود............... براي نثار محبت ..................؟؟؟؟؟؟
آیینه ی خیال
ای عشق ..........مدتی است........ دلم غرق لذت است...........بخشیده ای به **درد **.............تو...........معنای دیگری.............
آیینه ی خیال
روي آن شيشه تبدار تو را "ها" کردم ......اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم ..........حرف با برف زدم سوز زمستاني را........ با بخار نفسم وصل به گرما کردم......... شيشه بد جور دلش ابري و باراني شد......... شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم........ عرقي سرد به پيشاني آن شيشه نشست......... تا به اميد ورود تو دهان وا کردم..... در هواي نفسم گم شده بودي اي** عشق**............ با سرانگشت ، تو را گشتم و پيدا کردم......... با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را ...........عکس زيباي تو را سير تماشا کردم.............
آیینه ی خیال
راز چشمان تورا وقتی باد..... بی خبر سر می داد ......حس شفافی از جنس بلور ... غم و اندوه مرا پر ميداد و در انديشه پژمرده ی من........ حس اميد..... چه نسيم خنکی به تن خسته ی باور ميداد ..........
آیینه ی خیال
حس من آمده بود....... تب گلها را اندازه کند ...........
آیینه ی خیال
حس من آمده بود..... لحظه ای فارغ از اندوه و معمای تو ...در باغ بلور ...نفسی تازه کند ............
آیینه ی خیال
راز چشمان تورا...... باد به گلها ميگفت ..... و نمی دانست...... حس من...... پشت اقاقی ها پنهان شده است ......
آیینه ی خیال
هر چه دستم را سايبان چشمانم ميكنم ،......... نگاه خستهام.......... برهوت كوير را ميبيند ..........و ديگر هيچ......... خاك اين كوير،......** دلش شكسته **.......از بس نباريدهاي .......و ترك ترك آن تو را فرياد ميكند...............
آیینه ی خیال
نگاهت که قهوه ای تر از قهوه ای ست .........حتی اگر نبودن تر از نبودن باشی.........نمی گذارد باور کنم، کنارم نیستی...............
آیینه ی خیال
می دانی وقتی آسمانت را ابرها می پوشاند،........ چه طوفانی می کند دلم برای پس زدنشان؟.......... نمی دانی اگر می دانستی...... دیوار نمی کشیدی برای پناه از طوفان ..............
ßάßάk яєzάiє
وقتی که یک زوج تازه مزدوج لبخند میزنند،همه میدونند چرا ولی وقتی یک زوج ده سال پس از ازدواج لبخند میزنند همه حیرانند چرا ؟ .