...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
در شبان غم تنهایی خویش ..........عابد چشم سخنگوی توام................
آیینه ی خیال
زندگی شاید آن لحظه ی مسدویست .........که نگاه من ......در نی نی چشمان تو ........خود را ویران میسازد ........
آیینه ی خیال
من در این خلوت خاموش سکوت ...........اگر از یاد تو ....یادی نکنم ........میشکنم ..........
آیینه ی خیال
حالیا .........معجزه ی باران را .........باور کن ........و سخاوت را در چشم چمنزار ببین ..........که در این کوچه ی تنگ .........با همین دست تهی .............محبت را در روح نسیم ........جشن میگیرد .........
آیینه ی خیال
آرامم .....همجنس نگاهت ........همرنگ دست هایت .........گاه سرخ . گاهی سبز .....مهم نیست که شانه هایت پوشالیست .......و آغوشت خیالی ...نگاهت را در نگاهم .....و خیالت را در خیالم جا گذاشته ای .........و من آرامم .............
آیینه ی خیال
نگاه ساکت باران ...........به روی صورتم ........دزدانه میلغزد ..........
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
برکه کوچک تو پر آغوش شقایق ها باد...
نفس سبز تو ای بارانی همصدا با نفس دریا باد...
تو به اندازه آوازه چکاوک خوبی....!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد
آیینه ی خیال
بی روی تو راحت ز دل زار گریزد........... چون خواب که از دیده بیمار گریزد ..............
آیینه ی خیال
شیشه ی عطر بهار ......لب دیوار شکست .........و هوا پر شد از بوی خدا .......چه دعایی کنمت بهتر از این .....خنده ات از ته دل .......گریه ات از سر شوق .......
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
آنجا که چشمانی برای انسان اشک میریزند زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی،بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن!!!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
مرا در افق چشمانت جای بده نگذار در حسرت دوریت به فراموشی سپرده شوم...