...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
این بهار آمده غداره کشد , ما گفتیم ! بی جهت نیست که چشمان جهان مرطوب است ...پای این سفره ء هفتاد ستم میمیریم ...خون اسفند مریزید , زمستان خوب است ....
...غزلواره ...
خوشبختی ما ...مثل آب است در تور ماهیگیری ... توی آب که حرکتش می دهی ... باز می شود و پر از آب است ... بیرونش که می کشی خالی است ...
alla
تمام قصه همینجا خلاصه می شود ، یک کلام ، ما بی هم بیهوده ایم ، کاش می فهمیدی !
alla
من عاشق نیستم! فقط شب ها بدون آغوشت , نمی توانم بخوابم ... روزها دلتنگت میشوم! از دیدنت سیر نمی شوم ! عطرت روحم را به پرواز در می آورد... کنارم که هستی زمان بی معنا می شود... یک نگاه گرم و لبخند مهربانت , دلم را قرص می کند... گرمای دستانت , آب روی آتش این روزهایم هست... من عاشق نیستم.... فقط حرف تو که می شود... دیگر هیچ چیز نمی شنوم جز نام " تو "!
alla
بی تـــــــــابم نمی شوی... بـی قراری نمی کنــــــــم !! فراموشیمان مبارکـــــــــــ .
alla
باید فراموشت کنم، چندیست تمرین میکنم ....من می توانم، می شود، آرام تلقین میکنم.... من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی، همین.... خود را برای درکِ این، صد بار تحسین می کنم... کم کم ز یادم می روی، این روزگار و رسم اوست..... این جمله را با تلخی اش، صد بار تضمین می کنم !!
...غزلواره ...
نامت پرنده ایی ست که هی از دهانم می پرد ... برلبم می نشیند... !!!
...غزلواره ...
تو با تمام کسان این حوالی فرق داری ...تو خودِ ، خودِ شعری... تو زندگی و من تکثیر شعری نانوشته ام !
...غزلواره ...
من خستهام خسته از آينه، از آدمی، از آسمان! مگر تحمل يک پرندهی کوچکِ خانهزاد...يک پرندهی جامانده از فوجِ بارانخوردهی بیبازگشت ...تا کجایِ اين آسمانِ تمامِ روياها...
...غزلواره ...
روزی پرواز خواهم کرد ... چه پروازی می شود اگر آخر آسمان به تو ختم شود ... !
سید حمید جزایری
اگر ......نوازش دست ها ..و.. گردش لبهایت آموزگار پروانه نبود.. این رفتار نرم را.. در حجله ی گلها.. از كه می آموخت...