...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
Heartbroken
شیشه شکست؟ یک نفر میگوید: شاید این رفع بلاست دیگری میپرسد شیشه پنجره را باد شکست؟ دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید از خودم میپرسم" ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.
...غزلواره ...
اگر نتوانم با تو قهوه بنوشم پس قهوه خانه ها به چه درد می خورند؟!... اگر نتوانم با تو بی آنکه هدفی داشته باشیم راه بروم، پس خیابانها به چه درد می خورند؟! ... اگر نتوانم نام تو را بی آنکه بترسم ...مزه مزه کنم، پس زبان ها به چه درد می خورند؟! ...اگر نتوانم فریاد بزنم دوستت دارم، پس دهانم به چه درد می خورد؟! اگر نتوانم تو را یکبار هم که شده ببینم ... !! ... ؟؟؟
...غزلواره ...
عشق یعنی سرت را بگیرد در آغوش... و موهای سپیدت را بشمارد دانه دانه، و تو حیرت کنی که از کِی این قدر پیر شده ای...
...غزلواره ...
قول داده ام گاهی...هر از گاهی... فانوس یادت را بی چراغ وچلچله روشن کنم...!! خیالت راحت من همان منم...!! هنوز هم در این شبهای بی یاد و خاطره... میان این کوچه های تاریک پرسه می زنم ... اما به هیچ ستاره ای دیگر سلام نخواهم کرد...!! خیالت راحت...
...غزلواره ...
آمده ام فقط بنویسم...هوا سرد است، دستانم بدون تو یخ زده... شاید نوشتن دستهایم را گرم کرد! چه عالمى دارد نوشتن!... تو رفته ایی ...من رفته ام... آنچه باقیست... احساسات مچاله ى من بر روى کاغذ است ...
باران بهاری
دوست داشتن که شاخ و دُم ندارد ؛ اگر داشت ، من دیو ِ کوچکی بودم که عاشقانه تو را دوست دارد.
...غزلواره ...
رفو می کنم هر روز ... بی اعتنایی هایت را ...تا بیشتر نخ نما نشود ...!
...غزلواره ...
ترساندنمان که سرمان به سنگ نخورد ...دلمان به سنگ خورد ترک برداشت شکست...!
...غزلواره ...
همـه جــا... قـصّه ی دیــوانـگی مجنــون است ! هیچـکس را خبـــری نــیست ... که لیــلـی ...چــون اسـت !!!
...غزلواره ...
بگذار امشب خواب های سفید و سیاهی ببینم که در هیچ کدامشان بازیگر نقش اول نباشم ...تکه سنگی باشم ناظر... در حد ذهنیت یک جلبک یا سپید رودی خشک و تفته ... در دامن دره ای بی هویت ...همین جا ...الان در ارتفاع هزار پایی نامعلوم خاموشم کن......!