...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
somayeh
خدایااااا نگاه کن عشقم داره میره نمیخوای بهش بگی برگرده....
alla
باز هم برای تو می نویسم ...برای جوانه هایت ،برای قامت نازک خیال، برای اندیشه هایت و برای عشقی که در سینه تو می روید.. برای تو می نویسم ،برای چشم های روشنت، برای جهانی که از نگاه تو می شکفد و «فردا» که به نام تو از افق بر می آید... و این، نه که افسانه خواب، سرود بیدار باشی است در گوش رویای تو..... من، برای توست که می نویسم برای تو !
alla
تمام دلخوشیم یک چیز بود ! اینکه حداقل آسمانمان یکیست ...........
alla
دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت ،امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود، فردا بدون مــــــن !!
آیینه ی خیال
تا کی ...... تمنایت کنم ؟!!
دینا
چه اتفاق عجیبی ست عاشقی! ناگاه/ به خود می آیی و حس می کنی که می سوزی ...
آیینه ی خیال
با هر که سخن گفتم ...... در خود گره ای گم بود ...............
Heartbroken
هيچکس نـفهميـد که " زلـيخــا " مــَـرد بـود ..! ميـداني چرا ؟ مـردانگي ميــخواهد! مـــــاندن ، پــاي عشـقي که مـُدام تـو را پـــس ميزند...
Heartbroken
ایرادی ندارد . . . این شبها که من تو را آه میکشم، تو در آغوش دیگری نفس عمیق بکش تادیوانه ترش کنی…!
آیینه ی خیال
پُر در مقام تجربه ی دوستان مباش ......صائب، که زود بی کس و بی یار می شوی! .......
آیینه ی خیال
دیگر ترا نمی بافم ! کلاف خیال تو پر از گره های کور است ، کلافه شدم از بس بافتم و شکافتم ........
آیینه ی خیال
من شمع نیمه جانی هستم دلتنگ...... ذوب می شود احساس من گاهی...... و چکه می کند اینگونه........بی رنگ!.......
...غزلواره ...
باز در شعرسکوتم لحظه ایی سامان بگیر ...فعــل و فاعـــل را برای دیگری دندان بگیر ... خسته ام از جبــــر و اعـــــداد فـــــــراق ...تا فرامـوشت نکردم ،کاردل آســــان بگیر ......